فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

139

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

تهيّهء معبر مأمور شدند . چون در صحراى موش نزول موكب جلال اتّفاق افتاد ، امير اعظم يوسف بيك ، خورشيد بيك « 1 » و محمّد بيك دخارلو « 2 » و بعض « 3 » ديگر از امراى عظام به اردويهء افلاك خيام ملحق گشتند و به عزّ بساط بوس استسعاد يافته ، به خلع عواطف خسروانه سرافراز شدند . و چون در ساحل رود فرات ، قبّهء رفعت سمات ، به اوج افلاك راسيات برافراخته گشت ، پير عزيز قراجه از جانب تبريز رسيد و خبر فرار مراد « 4 » از سلطان و التجا به حصن فيروزكوه ، در موقف [ عزّ و شكوه ] به عرض رسانيد و در ضمن بشارت به لسان حال مؤدّاى قطعهء كمال مسموع [ سمع ] جلال گردانيد . [ شعر ] مژده كاقبال تو ز ناگه داد * مالِش نيك درخور دشمن دستبرد گراميَت برداشت * سر دشمن به خنجر دشمن ( 73 - پ ) از وصول اين خبر ، طايفه‌اى كه نايرهء مكاوحه و جدال را به دم تدبير مىخواستند كه بيفروزند ، آتش حزن و ملال افروختند ، بنابر انديشهء آنكه استقامت احوال سلطانى سبب تقاعد رايات كشورستان خاقانى خواهد گشت . و گروهى كه به زلال صلاح گرد وحشت « 5 » را مىنشانيدند ، از سلسال اين اخبار ، رياض آمال را شاداب ساختند ؛ چه مىانديشيدند كه چون امور سلطان در سلك انتظام التيام پذيرفت ، هر آينه جانب او از غائلهء تعرّض مصون و محروس خواهد بود . در تضاعيف اين احوال بعد از كثرت قيل و قال ، از مجارى مقال فرخنده مآل « 6 » حضرت اعلى استقرار به ميل جانب تبريز واضح شد و در يورت دامن كوه كوسور عزايم خسروى به صورت جهانگيرى تشحيذ يافته ، بعد از استقداح « 7 » آرا و التزام طريق جانقى « 8 » و مشاورت ، رأى جهان آراى بر عزيمت صوب تبريز مقرّر گشت .

--> ( 1 ) . KP : بك ( 2 ) . PF : محمّد بيك و دخارلو ( 3 ) . : در آن منزل امير اعظم يوسف بيك ولد خورشيد بيك و محمد بيك دخارلو و بعضى ( 4 ) . K : مراد بيك ( 5 ) . P : حشمت ( 6 ) . P : قال ( 7 ) . كذا در تمام نسخ ( 8 ) . KF : جانغى