فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
118
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
كف ، از هر طرف به معسكر ظفر مقر روان گشتند . در منزل هرزين « 1 » ، اميرزاده قاسم بيك قرامانى كه نقاوهء ملوك قرامان « 2 » و در جلالت حسب و عراقت نسب سرآمد اعاظم دوران بود ، با جوانان نامدار و امراى كامكار به اردوى همايون ملحق شد و به صنوف تربيت اختصاص يافت [ و ] در ظلّ اقبال به حصول آمال و عيش مهيّا فايز گشت . انوار سعادت درخشان از لمعهء اقبال او ، و گفتهء قاسم انوار حسب حال او شد . بيت هزار جان مقدّس فداى آن خسرو « 3 » * كه عيش قاسمى از دولتش مهيّا شد « 4 » چون نهال علم اقبال با برگ جهان پرورى كه ثمرهء شعبهء وجود بشرىست در منزل بشرى برآمد ، هر جا دوحهء عريق در ايالت كه ناحيهاى در ظلّ حمايت داشت در گلشن اقبال ، اعنى معسكر فرخنده فال سر بر زد . مصراع « 5 » ( 62 - ر ) بشرى فقد انجز الاقبال ما وعدا از جمله شير بيشهء كارزار ، امير اعظم كامكار شيخ على بيك مهردار كه جوشن دلاورى بر قامت پهلوانى او قبايى و نيزهء صفدرى بر دست ملك ستانى او عصايىست . [ نظم ] و شبّان حسبتهم شيوخا * لدى الهيجا بمرتفع العشار و لكن لست تفردهم بوهن « 6 » * لرمح صار منسأة القرار و در آن هنگام به ايالت حصن كهف « 7 » كه به حسن كيف مشهور است ، منسوب بود ، با اولاد كرام به اردويهء افلاك خيام پيوست . ناصيهء احوالش به علامت كرامت و اجلال موسوم و توقيع آمالش به مهر تربيت و افضال مختوم گشت . و در همين منزل محمّدى
--> ( 1 ) . P : رزين ( 2 ) . P : قرمان ( 3 ) . K : شاه عجم ( 4 ) . K : مهنا شد ( 5 ) . F : شعر ( 6 ) . F : تعرّوهم برهن ( 7 ) . P : كيف ؛ K : كيفا