فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
مقدمهء مصحح 18
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
در سن بيست و پنج سالگى به قصد حج از زادگاه خويش عزم سفر كرد . او در اين سفر احياء علوم الدين و منهاج العابدين ، نوشتهء غزالى و عوارف المعارف ، نوشتهء شيخ شهاب الدّين سهروردى را نزد مشايخ مصر و حجاز فرا گرفت . در اين سفر از استاد خود امام شمس الدّين محمّد سخاوى كه صحيح بخارى را نزد او فرا گرفته به نيكى ياد مىكند . سخاوى كه شرح حال فضل اللّه را در اثر مشهور خود الضّوء اللامع لأهل القرن التّاسع آورده است ، پس از ذكر اسم و القاب مؤلف دربارهء استادان و تحصيلات وى چنين مىنويسد : در صحبت گروهى از اساتيد ، مثل عميد الدّين شيرازى بوده و به سلك جمال الدّين اردستانى در آمده و در خلوت با او مىگذرانيده است . در فنون مختلف عربى و معانى و اصولين ، يعنى اصول دين و اصول فقه سر آمد اقران شد . در زندگى حسن سلوك داشت و روزگار را به پرهيزگارى مىگذرانيد . لطف معاشرت داشت و در طرح مسائل ، قوى دست بود . ذوقى سليم داشت و با قناعت خو گرفته بود . با مادرش به قاهره آمد ؛ در اين جا مادر را از دست داد و به اورشليم و مقام خليل رفت . پير و مرشد او جمال الدّين اردستانى در اورشليم درگذشت و فضل اللّه در تشييع جنازهء وى شركت داشت . سپس به مدينه آمد و چند ماهى از سال 887 را در اين جا گذراند . مرا در اين شهر ملاقات كرد و از اين ديدار بسيار خوشحال شد ؛ زيرا پس از جستجوى زياد مرا در قاهره نيافته بود . با اينكه مجالست او با خيضرى مفيد بود ، او از اين مجالست زياد راضى نبود . در روضهء مطهر نبى ، صحيح بخارى را نزد من خواند و در مجالسى كه من دربارهء اصطلاحات فقهى سخن مىگفتم ، حضور داشت و شادمان بود . در سرودن مدايح ، سرآمد ديگران شد و قصيدهاى دربارهء روز ختم تحصيلاتش سرود و در حضور ما بر سر روضهء مطهر پيغمبر خواند . . . ، اين قصيده به خط خودش ، فضل اللّه ، با اشعار ديگران هنوز در اختيار من است . قصيدهء ديگرى در ختم صحيح مسلم گفت كه نزد على بن ابى عبد اللّه محمّد بن ابى الفرج مراغى مىخواند . . . ، اين قصيده نيز به خط فضل اللّه در شرح حال او در « التاريخ الكبير » ذكر شده است .