فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
91
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
حالت تحرير [ مخيله ، آن را ] تصوير كرده ، قانع بوده « 1 » ، چه از شعر شعر خود پلاسى ساختن بهتر كه از بيت مردمان بيت ( 47 - ر ) رفعت را اساس بر افراختن ؛ و احيانا در مواقع احتياج اگر نظم ديگرى سمت « 2 » اندراج يافته ، اشارتى بدان واقع است . و اگر چه در بعض تواريخ « 3 » متأخّران اين خصيصه موجود است ، فامّا به دو وجه اختصاص مغايرت دارد : وجه اوّل : آنكه در آن تواريخ ، ناظم به يك وزن مقيّد است و در اين تاريخ به اكثر اوزان : مثنوى و غزل و قصيده و وزن رباعى اشعار مذكور شده . وجه ثانى : آنكه غالبا غالب آن اشعار از خوش مزگى مجرّد است و شايد كه اگر سليم طبعى قدر اين مسكين بداند ، غالب اين اشعار را [ لطيف و ] نمكين داند . « 4 » خصيصهء هفتم : آنكه اكثر فقرات اين كتاب از لطافتى خالى نيست و كم فقرهاى باشد كه به صنعتى خالى نه . در مواقع خيال آنچه وارد شده ، مخيّل و در مواضع « 5 » گزارش مقال هر چه صادر گشته غير مختل است . و بر ناظر صفحات اين كتاب همچو آب « 6 » روشن باشد كه اكثر خيالات جديد و افكار سديد « 7 » است ، و شهد نحلش « 8 » را نيش انتحال تلخ نساخته « 9 » و مالك بيانش كمند سرقت بر بام خيالات بلند ديگران نينداخته . و چون اكثر نشر اين اسفار در طى اسفار بوده ، هرگز در اثناى تأليف ، به مطالعهء كتابى يا رسالهاى از سخنان سابقان مصاف انشا به هيچ وجه استعانتى ننموده و آنچه در باب تخييل « 10 » و تزويق اين كتاب به طريق مبالغه مذكور شد ، سزاوار است كه فقيه محدّث را از نسبت آن عار باشد « 11 » نه افتخار و عالم ( 47 - پ ) متديّن « 12 » از او تشبّع نمايد نه اظهار « 13 » افتقار ؛ چه ارباب سير ذكر كردهاند كه امير المؤمنين عمر بن عبد العزيز - رضى اللّه عنه - چون در نامه رقمى كشيدى و از بحر بلاغت او
--> ( 1 ) . K : بوده است ( 2 ) . F : همّت ( 3 ) . F : تاريخ ( 4 ) . P : خواند ( 5 ) . F : موضع ( 6 ) . K : آفتاب ( 7 ) . K : حديد ( 8 ) . P : نخلش ( 9 ) . F : ساخته ( 10 ) . K : تخيّل ( 11 ) . F : است ( 12 ) . P : متدين + را ( 13 ) . P : اظهار + و