فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
81
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
خود در افواه عالم انداخته [ است ] . رباعيه « 1 » از سيرت نيك ، نام نيكو يا بى * وز دولت و بخت ، كام نيكو يا بى انديشه مكن « 2 » كه با مقا [ ما ] ت بدى ( 40 - پ ) * در پيش خدا مقام نيكو يا بى فايدهء خامسه : نسبت به امراى حرب و ارباب شمشير ، آنكه از ملاحظهء حروب دليران سابق و مشاهدهء وقايع پهلوانان فايق ، بر بسى از تجارب حربيّه و تعبيههاى نيكو كه بدان بر خصم فيروز توان شد ، اطّلاع حاصل مىشود ، و مشاهدهء آن وقايع نسبت با امير لشكر كش علم افراز ، به مثابت تعلّم « 3 » منصوبه است نسبت با شطرنج باز ؛ چه در ضمن آن بر بسى از خفاياى « 4 » تدابير مطلع مىگردد كه هنگام تدبير جيش و تعبيهء لشكر او را به كار مىآيد . رباعيه « 5 » جنگ ار چه به زور دست و شمشير بود * لشكر شكنى ز رأى و تدبير بود هر چند جوان ، دلير و مردم فكن است * بشكستن صف و ليكن « 6 » از پير بود فايدهء سادسه : نسبت با امين ملك و مال و وزير صاحب تدبير ، آنكه از مشاهدهء اطوار سابقيان و ملاحظهء جهاتى كه رعايت آن سبب معمورى « 7 » بلاد گشته و اهمال در آن علّت خرابى مملكت شده و تأمّل در اوضاع حافظان مال و [ جابيان ] « 8 » خراج در امم سالفه ، كه چه تدبيرات نمودند تا ملك محفوظ ماند و لشكر و رعيّت معمور گشتند و چه خلل بود كه سبب زلل در حال ايشان شد ؟ مثل آنكه در زمان عمر بن الخطّاب خراج چه كمال داشت و چه چيز علّت آن زيادتى بود و در زمان حجّاج بن يوسف چه خلل روى
--> ( 1 ) . P : شعر ( 2 ) . F : بكن ( 3 ) . P : تعليم ( 4 ) . F : خفاى ( 5 ) . P : شعر ( 6 ) . KP : وليك ( 7 ) . P : معموره ( 8 ) . FPK : جالبان ، با توجه به فحواى عبارت تصحيح شد .