فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

75

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

هر چند كه اين كتاب از آن جهت كه نتيجهء كارخانهء طبع اين مستمند است « 1 » ، هر حرف او خزف « 2 » مانند است . فامّا ، چون مشحون به جواهر زواهر « 3 » مناقب سلاطين كامكار و غرر درر « 4 » مدايح خواقين عالى مقدار است ، اگر در بازار افاضل او را درج فضايل خوانند ، رواست . بنابراين بعد از آنكه درر او را در سلك انتظام آورد و جواهرش در رشتهء نظام « 5 » كشيد ، على رسم الاتحاف به محزن عالى حضرت خلافت پناهى ، ظلّ اللّهى « 6 » ، بايندر نژاد ، انو شيروان داد ، السّلطان بن السّلطان ابو الفتح [ بايسنغر خان ] - مهّد اللّه بساط ملكه و لا زال جواهر المعالى فى سلكه - رسانيد ، ان شاء اللّه وصولش ميمون و به شرف قبول مقرون باشد . ابيات « 7 » خدمتم آخر به وفايى كشد * هم سرِ اين رشته به جايى كشد من كه ثنا خوانِ رهِ حضرتم * پير غلامِ درِ اين دولتم در نظر خسرو بنده نواز * گاه چو فردوسيَم و گه « 8 » اياز خصلت اين بنده ايازى بود * شيوهء شه بنده نوازى بود تا به ابد دَور به كام تو باد * صد چو شهِ غزنه غلام تو باد ( 38 - ر ) اگر چه اين كتاب نه در مقاصد علوم دينيه تدوين يافته [ تا ] موجب احراز ثواب باشد و نه در مطالب معارف حقيقيّه تأليف پذيرفته تا بر خواطر طالبان ، فاتح ابواب گردد . فامّا جمال صحايفش به زيور مطالب شرعيّه حالىست « 9 » و از تلويحات بر مقاصد حقيقيّه خالى نه . با آنكه مقصود بالتّدوين امر دين را از متمّات « 10 » و مشتمل بر بسى از فوايد و مهمّات است ، چنانچه إن شاء اللّه از آن بعضى « 11 » در صدر مقصود گزارش خواهد يافت [ و الحمد للّه واهب النّعم ]

--> ( 1 ) . P : بر ( 2 ) . P : ظرف ( 3 ) . P : وافر ( 4 ) . P : درر غرر ( 5 ) . P : انتظام ( 6 ) . F : الهى ( 7 ) . P : شعر ( 8 ) . P : گاهى ( 9 ) . P : اوست ( 10 ) . P : متممات ( 11 ) . P : بعضى از آن