فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
70
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
القاب همايون موشّح و مزيّن بود به شرف عرض ملازمان رساند . در شعبان اثنين و تسعين و ثمانما [ ئه ] ( 892 ) اين ضعيف مستمند ، در ييلاق سهند ، به اردويه همايون ملحق گشت . ديگر روز كه جمشيد خورشيد بر تخت زرنگار افق نشست و به سعى « 1 » فرّاشان افلاك جهت سكّان كرهء خاك اطناب زرّين سايهبان آفتاب بر يكديگر پيوست ، سواد دفتر شب از بزم عالم بفرسودند و صفحهء بديع الزّمان روز ، پيش « 2 » خورشيد خاور بگشودند . اين فقير صاحب بؤس ، به عزّ بساط بوس مشرّف شد ، محفلى مشاهده نمود در عين زيب و آراستگى ، صحن غبر [ ا ] از سبزه و گل گويى سطح « 3 » خضر است كه از زينت كواكب آراسته و پادشاه جهان پناه همچو خورشيد نشسته و مواكب نجوم در خدمتش برخاسته بود . ابيات « 4 » [ 35 - ر ] شه فرخنده اقبال جوان بخت * چو خورشيد فلك زيبندهء تخت سعادت ، چاكرى از آستانش * سمند بخت ، رام بندگانش ز بزمش يافت مه گيتى فروزى * ز رزمش برد خُوَر آفاق سوزى بعد از قبول سلام و تخصيص به مقام تعظيم و اكرام ، كتاب بديع الزّمان كه تحفهء اين ناتوان بود ، شرف عرض يافت . حكم همايون شد كه اين حقير مفتتح كتاب كه مشتمل بر تحميد ربّ الارباب بود بخواند . اين فقير در قرائت خطبهء آن ، كه مشتمل بر جميع مقاصد كتاب است و مراتب قوّت نظرى و عملى به عبارتى « 5 » مزيّن در او مذكور شده ، شروع نمود . پادشاه بلند « 6 » مراتب ، به قوّت ذهن صائب و جودت فكر ثاقب ، مقاصد و مطالب آن را چنان تلقى نمود « 7 » كه از امعان « 8 » در تحسين و مبالغه در تربيت اين مسكين ، لوايح و آثار آن ظاهر و باهر فرمود « 9 » . بعد از فراغ از قرائت خطبه ، امر شد كه ديباچهء مشتمله بر قطرهاى از بحار مدايح
--> ( 1 ) . F : بسى ؛ P : مى ( 2 ) . P : عيش ( 3 ) . P : مثال سطح ؛ K : چمن ( 4 ) . P : شعر ( 5 ) . F : عبارت ( 6 ) . P : چند ( 7 ) . P : بفرمود ( 8 ) . P : افعال ( 9 ) . P : نمود