فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

مقدمهء مصحح 14

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

پايتخت شاهرخ ، هرات را فتح كند . جانشينان شاهرخ فقط ادارهء بخشى از قلمرو شرقى ايران را در دست داشتند و نتوانستند غرب ايران را تصرّف كنند . به موازات كشمكشهايى كه در ميان خانوادهء تيمور صورت مىگرفت ، دو دسته از تركمانان نيز در ايران در صدد برآمدند كه از اطاعت جانشينان تيمور سرپيچى كنند و براى خود حكومتى مستقل تشكيل دهند و بدينگونه ايران به دو بخش : يكى بخش شرقى تحت تسلّط تيموريان و ديگرى بخش غربى در اختيار تركمانان تقسيم شد ؛ دو تيره تركمان نيز به موازات يكديگر و در رقابت با هم رشد كردند و به نوبت و عمدتا به قيمت از دست رفتن قدرت طرف ديگر به اوج خود رسيدند . دوران قدرت قراقوينلوها كوتاهتر از آق قوينلوها بود ، امّا قبل از آنها به سركردگى رسيدند . اوزن حسن ، سلطان نيرومند آق قوينلو در سال 872 / 1467 ، به آسانى بر جهانشاه قراقوينلو دست يافت و سال بعد ابو سعيد تيمورى را كه شتابزده به قصد تملك سرزمين قراقوينلوها به عراق و آذربايجان آمده بود ، در كنار رود ارس در هم شكست و سلطان تيمورى را با دو پسرش محمّد ميرزا و شاهرخ ميرزا گرفتار كرد و بدينسان تمام قلمرو قراقوينلوها و بخش مهمى از سرزمين تيموريان ، از بغداد تا خراسان و از آذربايجان تا كردستان به دست اوزن حسن افتاد . با آنكه زبان محاورهء وى فارسى نبود از حيث خلق و خوى و شيوهء رفتار ، ايرانىترين پادشاه تركمان محسوب مىشد . پسرش سلطان يعقوب كه در سال 883 / 1478 ، با كنار زدن برادرش به پادشاهى رسيد به شعر و ادب بيش از جنگ و سياست علاقه داشت . از دوران فرمانروايى شاهان آق‌قوينلو كه ، پس از فرو پاشى تيموريان ، بزرگترين سلسلهء قدرتمند در غرب ايران محسوب مىشدند ، متأسفانه بيش از دو - سه عنوان كتاب ، اثر ديگرى منتشر نشده است ؛ ديار بكريه ، نوشتهء ابو بكر طهرانى ، از جمله كتابهايى در اين زمينه است كه به همّت نجاتى لوغال و فاروق سومر تصحيح و منتشر شده است . اين كتاب كه از مهمترين منابع دوران آق قوينلوهاست ، حاوى اطّلاعات فراوان و مهم ، بويژه دربارهء اوزن حسن مىباشد . منشآت ميبدى اثر قاضى حسين بن معين الدّين ميبدى كه