فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

33

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

بدايع مبشّرات ، نسبت با اين دولت [ پايدار ] تواند بود . و از جملهء امور كه قرينهء امكان « 1 » اين اراده از نظم قرآن مىگردد ، آن است كه در بسى مواقع از كتاب مجيد ذكر ايمان با عمل صالح مقرون گشته و در هيچ موقع كلمهء ديگر كه تتمهء آن باشد و مضمونش [ مبيّن ] فحواى گروه مؤمنان و عاملان صالح « 2 » اعمال باشد ، مذكور نشده ، الّا در اين موضع كه « منكم » بيانىست از آن گروه ، و عدد « 3 » او چنانچه سبق ذكر يافت ، موافق عدد اسم شريف « 4 » بود ، و فى الحقيقه اقوى دليل بر اين دعوى و اسمى « 5 » برهانى بر اين مدّعا آن است كه تتمهء آيت كه در حيّز وعد واقع است از استخلاف در روى زمين و تمكين دين متين و تبديل خوف به امن و امان و نشر آثار ايمان در عهد اين دولت نامى « 6 » سمت تمامى يافت و يمين مبسوط به عدل و احسان عالى حضرت صاحب قران پنجهء بغى و عدوان را برتافت . چون الطاف ربّ جليل ذمّت همّت آن حضرت را به حفظ ودايع ملك و ملّت ، ضامن و كفيل ساخته بود و جهت نشر آثار دولت پايدار آن حضرت و اولاد كامكار در مصر جهان تخت عزّت بر افراخته ، نخست همچو يوسف در كنعان احزان بسى جفاى اخوان كشيد و در جبّ « 7 » بلا و سجن ابتلا بسيارى شدايد ( 19 - پ ) روزگار و حوادث دور مكّار ديد . در مبادى صبى تا دم جوانى با كهول ايل و الوس « 8 » همگى جهت زعامت و رياست در مجادله و مبارات بوده و در اثانى نشو و نما با شيوخ حىّ براى حكومت و ايالت پيوسته باب مقاتله و مجارات بر گشوده ، مدّتى در حصار و « 9 » ارقنين شب و روز به انتظار دولت فيروز در ارق و انين گذاشته « 10 » و زمانها در آمد امد دولت خواسته و در رها بر خاطر رقم رهايى از بلا انگاشته است . به عزم جهانگيرى گاهى برادر را در حبس « 11 » حصار انداخته و گاهى از نيكو تدبيرى رستم ترخان را زال دوران ساخته . دورها چون موسى

--> ( 1 ) . P : همكاره ( 2 ) . P : صوالع ( 3 ) . P : عداد ( 4 ) . P : شريعت ( 5 ) . F : اسم ( 6 ) . P : سامى ( 7 ) . F : حسبّ بلاد ( 8 ) . P : اولوس ( 9 ) . F : در حصار + و در بلاد ( 10 ) . P : گذاشته + است ( 11 ) . P : حبس + و