سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 72
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
به سه قسم تقسيم نموده و براى اينكه قارئين نوبهار ما را به بيهودهگويى متهم ننمايند ، براى هر قسمتى چند مثال و نمونه ذكر مىنماييم : قسم اول - اشتباهاتى است كه در فهميدن عبارت فارسى كتاب براى مترجم روى داده و مطلب را بطور ناصحيح ترجمه و نقل نموده است . ما از اين قسم زياده از بيست و پنج فقره يادداشت كردهايم و ذيلا سه فقره از آنها را ذكر مىنماييم : 1 ) ابن اسفنديار در بيان احوال مازيار بن قارن مىنويسد : « على بن زين را خليفه بعد از او به ديوان انشاى خويش بنشاند معانى نوشتهيى كه مىنوشت كمتر از آن آمد كه به عهد مازيار براى او مىنوشتند « 1 » از او پرسيدند چرا چنانست ؟ گفت : آن معانى او به لغت خويش مىنوشت و من به تازى كردمى » « 2 » و سابقهء مطالب اين است كه على بن زين الكاتب كه مؤلف كتاب « فردوس الحكمة » كاتب مازيار بن قارن بود و ابن اسفنديار ترجمهء حال او را بهطور اجمال در جاى ديگرى ذكر نموده است ، خليفهء بغداد ( معتصم باللّه ) بعد از كشتن مازيار على را در سلك كاتبان خود قرار داد الخ . ليكن مترجم اينطور آورده كه مازيار كاتب خليفه بود و پس از كشتن وى خليفه على را بجاى او كاتب خود گردانيد و وقتى از او پرسيدند كه چرا نوشتههاى او در معانى كمتر از نوشتههاى مازيار است ؟ گفت : او در زبان خويش مىنوشت اما من به عربى ترجمه مىنمايم و عين عبارت انگليسى اينست : « 3 »
--> ( 1 ) ( مينوشتند ) تحريف و ( مينوشت ) صحيح است ( 2 ) ابن اسفنديار خطى صفحهء 61 ( 3 ) ترجمهء انگليسى ابن اسفنديار صفحهء 43