سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 68
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
و حكام ، به فرمان قاآن نوبت به نوبت به محاصره مشغول باشند و دو سال و سه سال آنجا مىبودند تا از حضرت قاآن فرمان رسيد كه ملوك مازندران و استندار هريك به محاصرهء قلعهء گردكوه روند . ملك مازندران شمس الملوك به محمد بن اردشير به اتفاق ( استندار شهر آكيم بن نماور ) به محاصره رفتند . و يكى از دختران استندار به مصاهرت شمس الملوك محمد نامزد شده بود ايشان تا بودند بموافقت سلوك مىكردند . چون به فرمان قاآن به محاصرهء گردكوه رفتند قضا را فصل ربيع بود و در رويان شاعرى طبرى زبان بود كه قطب رويانى خواندندى ، در رويان قصيدهء ترجيعبند به زبان طبرى انشاد كرد ، و در آنجا صفت بهار و شكارگاه رويان كه ميان او و استندار معهود بود ياد كرد به حيثيتى كه مزيدى بر آن نگنجد و چون اين قصيده غرا بود چند بيت آورده شد : بيت داوا ورهء ( 1 ) ورشى ( 2 ) چل شم اى شيم * وامى كرد بناز ( 3 ) و شكت وهاد ( 4 ) بجيرديم ( 5 ) كنى كرم ( 6 ) وادكت ( 7 ) شرماو كاليم ( 8 ) * روبارى اوهارش باى ( 9 ) ورف ( 10 ) ليم ميهشى ( 11 ) شنى اى سنبله خورى بيم * اكهو سنبل ( 12 ) ور بكرد ( 13 ) زيله رازيم ( 14 ) نركيس دهيت ( 15 ) جام زرد ريوو ( 16 ) پات سيم * دبيرى ( 17 ) ببازرير بسيم ( 18 ) رزى ميم و نوشه نباز ( 19 ) هو ( 20 ) كرد سرو درومه ( 21 ) * جادر بكهو كرد بكلون كرد جومه ( 22 ) » « 1 »
--> ( 1 ) ابن اسفنديار خطى صفحهء 238