سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 63
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
اردشير آن شه پردل كه گه بخشش و جنگ * نگذارد اثر از هستى دريا و نهنگ آنكه بهرام فلك روى سوى گور نهد * چون وى از كيش برآرد بگه جنگ خدنگ « 1 » سيد ظهير الدين نيز در شرح حال نماور بن بيستون از استندارهاى رستمدار اسم اردشير بن كينخوار را برده و مىنويسد : « و اين عمارت را كه در خراطه كلاته ، الى يومنا هذا ، مقر سلاطين است بر لب هرهز ؛ ملك اردشير ساخته است . و مولانا اولياء اللّه نوشته كه وقتى در آنجا تفرج مىكردم در آن ديوار كهنه قصيدهء مطولى - كه از گفتهء سراج الدين قمرى است - نوشته ديدم كه مطلعش اين است . . . » « 2 » و تا آخر آنچه از كتاب ابن اسفنديار نقل كرديم مىنويسد : از تطبيق اين دو نوشته حتمى است كه لاحقهء كتاب ابن اسفنديار از مولانا اولياء اللّه است بعلاوه تمام مطالب در عبارات و مضامين مطابق است با آنچه سيد ظهير الدين در تأليف خود از كتاب مولانا اولياء اللّه نقل مىكند و ما شرح ديگرى را راجع به همان موضوع در جاى ديگر خواهيم نوشت . 8 - يكى از محتويات پرقيمت كتاب ابن اسفنديار اشعارى است كه نويسندهء مشار اليه از شعراى مازندران كه به زبان طبرى گفتهاند نقل مىكند . اين قصايد و غزليات به هر اندازه كه اندك است يادگارهاى گرانبهايى است كه هر قدر ادبيات ايران توسعه و ترقى پيدا بكند به ارزش آنها خواهد افزود . اشخاصى كه به جز خيابانهاى پر جنجال تهران و ديگر شهرها جايى را نديدهاند تصوّر مىنمايند كه ادبيات و آثار نفيسهء ذوق ايرانى تنها نثر و نظمهايى است كه در فارسى كتابى يا فارسى فصيح گفته يا نوشته شده و آثار ادبى موجود در لهجههاى
--> ( 1 ) ابن اسفنديار خطى صفحهء 227 ( 2 ) سيد ظهير الدين چاپ دارن صفحهء 82