سيد ظهير الدين مرعشى
125
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
- كه ايشان را بنو ناجيه مىگفتند - مرتدّ گشتند و به نصرانيان پيوستند ، و حضرت امير عليه السّلام مصقلة بن هبيرهء شيبانى را بر ايشان فرستاد . و ايشان را تاراج و تالان كردند ، و زنان و فرزندان ايشان را اسير كردند . اما مصقله بعد از آن ، آن جماعت را از لشكر اسلام بخريد و آزاد كرد . و بعضى از قيمت آنها را بداد و بعضى را نداد و بگريخت ! و حضرت امير عليه السّلام از همشيرهء او آن وجه را بستاند و بين لشكر اسلام بخش كرد . و در حق او حضرت فرمود كه : قبح اللّه مصقلة لانّه فعل فعل الّسادة و فرّ فرّ العبيد . اين مصقله در زمان خلافت معاويه با چهار هزار لشكر به طبرستان آمد و دو سال با فرّخان در مجادله و محاربه بود . آخر الامر در كچور كشته شد ، و در قريهء چهارسو مدفون است ، و مردم اين عصر كيا مشغله مىخوانند ، و اين شهرت دارد . بعد از آن قطرى بن الفجاجه - كه از جملهء خوارج است - به طبرستان آمد ؛ و بعد از آن به فرمان سليمان بن عبد الملك ، يزيد بن المهلّب آمد ، و بعد از آن چون منصور خليفه ، پسر خود ، مهدى را به رى فرستاد ، ابو الخصيب و عمر بن علاء را نيز با مهدى همراه گردانيد . مهدى هر دو نفر آنها را به طبرستان فرستاد و لشكر اسلام در سنهء يكصد و سى و هفت آمل را بگرفتند تا در سنهء يك صد و چهل و چهار كه اصفهبد خورشيد در فلام رودبار خود را بكشت . و آن قصّه نوشته شد . ابو الخصيب بعد از آن والى طبرستان بود ، و مسجد جامع سارى را او ساخت . و مردم سارى چون مسلمان شدند بعد از ابو الخصيب خزيمه به سارى آمد . بسيارى از اعيان گرگان را او قتل كرد . و دو سال در طبرستان بود . او را برداشتند . بعد از او ، ابو العباس را فرستادند ، او يك سال در طبرستان بود . بعد ، او را معزول كردند . و روح بن حاتم بن قبيصة بن المهلب را فرستادند . او ظلم بسيار به اهل طبرستان كرد . بعد از يك سال خالد بن برمك را بفرستادند و به موضعى كه به خالدسرا مشهور است ، در آمل قصرى بساخت و چهار سالى آنجا بود تا خليفه او را طلب نمود . و عمر بن العلاء را بفرستاد . چون منصور خليفه وفات يافت مهدى به خلافت بنشست ، به دو عرض كردند كه