سيد ظهير الدين مرعشى
95
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
به گرگان آمد و با داعى صلح كرد و عهد نمود و نزد اصفهبد رستم فرستاد كه من با داعى كه صلح كردم به اخلاص نكردم بيا تا به همديگر پيونديم . اصفهبد رستم به استراباد رفت . رافع بر سر خوان ، اصفهبد را بگرفت و بند كرد و به كوهستان تاخت كرد . و جمله اموال و خزاين او را به غارت برد و در رمضان سنهء دويست و هشتاد و دو اصفهبد مذكور در بند وفات يافت ؛ و پسرش اصفهبد شروين ملك الجبال شد . و به معاونت سامانيان با نصر كبير - عليه الرحمه - در تمنجاده كه اكنون به فرضهء تمنگا اشتهار دارد و در آمل چهل شبانه روز جنگ كرد . عاقبت سيّد ، مظفّر گشت ؛ و بعد از آن مدتى با سيد ناصر صلح كرد ، و در وقت خروج ماكان كاكى - چنانچه قصهء او ذكر رفت - اصفهبد شروين با او همراه بود در خراسان بعد از او پسرش اصفهبد شهريار ملك الجبال گشت . در وقتى كه حسن بويه با وشمگير مصاف مىداد - چنانكه ذكر رفت - اصفهبد شهريار نزد حسن بويه آمد و به دو پيوست . و بعد از شهريار مذكور اصفهبد داراى بن رستم ملك الجبال شد ، و به اندك مدت ، كه حكومت كرد ، وفات كرد . اصفهبد شهريار ديگر ملك الجبال گشت ، و او مدت هجده سال كه قابوس به خراسان بود به مصاحبت و خدمت مشغول بود . و در اواخر ، قابوس شهريار را به نواحى رى فرستاد كه رستم بن المرزبان خال مجد الدولة بن فخر الدوله كه والى ولايت بود با او مصاف داد ، و او را بشكست ، و آن نواحى را مستخلص گردانيد و خطبه به نام قابوس فرمود خواندند و بعد قابوس نزد اصفهبد نوشت كه به باتى بن سعيد پيوندد و به مازندران رود همچنان اطاعت كرد و با فيروزان بن حسن جنگ كردند ، و او را منهزم ساختند . وقوع اين حادثه در سنهء سيصد و هشتاد و هفت بود . و بعد از آن او را با نصر بن حسن فيروزان حربها واقع شد و نصر را منهزم ساخت . تا بعد از مدتى با قابوس خلاف كرد ، و در حرب اصفهبد شهريار محبوس گشت و به قتل آمد . بعد از آن احوال آل باوند به سبب استيلاى قابوس و اولاد او در فتور بود تا آل وشمگير به دولت آل سلجوق استيصال يافتند بعد از آن اصفهبد شهريار بن قارن استيلا يافت .