سيد ظهير الدين مرعشى

89

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

به رى رفت . آل وشمگير را طراوتى نماند . اكثر ولايت - كه در هامون بود - امراى آل سلجوق به دست آوردند و ايشان به قلاع و كوهستان‌ها رفتند تا در سنهء چهارصد و چهل و يك با كالنجار وفات يافت . امير كيكاوس بن اسكندر بن قابوس كه واضع قابوس‌نامه است از ولايت كوهستان آنچه به تصرّف با كالنجار عم‌ّزادهء او بود حاكم شد و در سنهء چهارصد و شصت و دو ، او نيز به دار البقا پيوست . و فرزند او امير گيلانشاه بن كيكاوس بعد از پدر به حكومت بنشست . اما اندك ولايت به تصرف او بود كه امراى سلجوق را قوّت و شوكت زياده گشت و الباقى را به تصرف درآوردند . تا بعد از آن در زمان سلطان ملك شاه ، حسن صبّاح ملحد خروج كرد و ممالك كوهستان را مستولى شد و قطع حكومت اولاد وشمگير بن زيار او كرد . و اين واقعه در سنهء چهارصد و هفتاد بود . ذكر انساب آل وشمگير و هو گيلانشاه بن كيكاوس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار ، و قابوس را فرزند ديگر بود : منوچهر نام و منوچهر را فرزند ديگر بود : با كالنجار نام كه ذكر او رفت . در حكومت او ، وشمگير برادر ديگر داشت : مرداويج نام و او در سنهء سيصد و سى و يك وفات يافت . در ذكر آل باوند و ابتداى حكومت ايشان و ذكر آن‌كه ملك الجبال ايشان را چرا مىگفتند در تاريخ اكابر سلف چنين مسطور است و به تخصيص اين حكايت از تأليف مولانا اولياء الله آملى مرحوم نوشته شده كه پادشاهى طبرستان تا به عهد قباد بن فيروز كه پدر انوشيروان است در خانوادهء جسنفشاه بمانده بود . چنان‌كه شمّه‌يى از آن ، قبل از اين ذكر رفت و چون چنان‌كه عادت تصاريف زمان است مقراض روزگار اسباب انساب ايشان