سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 19
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
و كشتن برادران و ديگر افراد خانوادهء صاحب اقطاع جديد را كه وارث قدرت مىشد به بار مىآورد . در اوايل دورهء خلفاء طبرستان از لحاظ سياسى چندان اهميت نداشت ، زيرا آخرين قسمتى از كشور ايران بود كه به تصرف عرب در آمد و فرمانروايان آنجا معروف به اصفهبذان يا اسبهبذان طبرستان بيش از يك قرن پس از فتوحات عرب در كوهستانهاى خود مستقل باقى ماندند و تا نيمهء دوم قرن دوم هجرى هنوز روى سكه - هايى كه در آن منطقه ضرب مىشد خط پهلوى نقش بود ، و مردم آن سرزمين بر دين زردشت بودند . محصول عمدهء آن نواحى در قرن چهارم به قول مقدسى در احسن التقاسيم ، سير و برنج و كتان و پرندگان دريايى و ماهى بود . بعد از قرن چهارم به قول قزوينى در آثار البلاد اهالى طبرستان به تربيت كرم ابريشم مىپرداختند ، و به همين جهت ابريشم بسيار از آنجا صادر مىگشت . پارچه - هاى پشمى و فرش و انواع پوشاك و دستار نيز در آنجا مىبافتند . تهيهء ظروف چوبى از قبيل انواع كاسه و اشياء ديگر كه آنها را از چوب شمشاد مىساختند رواج فراوان داشت . مقدسى گويد : پارچههاى نيكو كه از آن قبا مىدوزند و پارچههايى كه از آن طيلسان تهيه مىكنند و انواع پارچههاى نازك ديگر در آنجا بافته و صادر مىشود . محصول طبيعى آن چوب خلنج ( چوب شمشاد ) است كه آن را به صورت قطعاتى بريده به خارج مىفرستند . و صنعتگران رى از آن كاسه و ظروف ديگر مىسازند . خلنج چوبى است خوشبو به رنگهاى گوناگون كه گاهى دانههاى تسبيح از آن مىسازند و بهترين نوع آن در كوههاى طبرستان يافت مىشود .