سيد ظهير الدين مرعشى

56

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

نور آمد ، و چون چند روزى از آن بگذشت از آن‌جا ايلغار كرده از كچور بگذشت و به پاى قلعهء آسپىريز رسيد . چون ملك اسكندر چنان ديد و در قلعه علوفه و ما يحتاج كافى نبود به طرف قلعهء چلندر - كه متّصل بدان قلعه ، بيشه است - قلعه را سوراخ كرده بگريخت و بدان بيشه افتاده خود را به رستمدار رسانيد و با دو سه نفر به ولايت تنكابن درآمد . چون ملك كاوس ديد كه ملك اسكندر بيرون رفته است قلعه را تاراج و تالان كرد و ويران ساخت و به پاى قلعهء كچور آمد و به محاصره مشغول شد . و كيا جلال الدين مردانگى كرد همه روزه به محاربه اشتغال مىنمود و قلعه را از دست نمىداد . چون اين خبر به سيد سلطان محمد رسيد ، فورا فرمود تا لشكر تنكابن به مدد ملك اسكندر روند ، و تمامى لشكر ديلمستان و رانكورا با سپهسالار ايشان فرّخ‌زاد بن دباج روان ساخت . چون ملك كاوس واقف گشت محاصرهء قلعهء كچور را بگذاشت . چون لشكر ديلمستان و گيلان جمع شدند ملك اسكندر با لشكر تنكابن به رستمدار مراجعت كرد ، و مردم رستمدار هرجا كه بودند به ايشان پيوستند . چون فرّخ‌زاد سپهسالار نيز بديشان پيوست ، به اتفاق به ولايت زانوسه رستاق در آمدند ، و سپهسالار از كچور از راه نورپژم به پاى قلعهء نور آمد چه ملك كاوس بدان قلعه رفته بود . روز چهارشنبهء سوم ربيع الاول هشتصد و شصت و هشت به پاى قلعهء مذكور محاربهء عظيم واقع شد ، و از طرفين جمع كثير به قتل آمدند و دو سه نفر از نوكران ملك كاوس را دستگير كردند ، و شب پنج‌شنبه به پاى قلعه اقامت رفت . چون هواى نور به غايت خنك بود و يخ‌بندان محكم ، و جهت چاروا علف يافت نمىشد ، محاصرهء آن متعذّر بود ، روز پنج‌شنبه چهارم ربيع الاول از آنجا كوچ كرده به سرخ كمرباغ فرود آمده صباح جمعه را به قريهء ناكر فرود آمده روز شنبه به ولايت تريته‌رستان به قريهء كياكلاته ، روز يك‌شنبه با صعوبت تمام به جهت زيادتى برف به قريهء لاويج رسيده بسيارى از چهارپايان در گل‌ولاى مانده و تلف شدند . روز دوشنبه هشتم ربيع الاول به ولايت ناتله رستاق نزول افتاد .