سيد ظهير الدين مرعشى
40
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
دولت او مردم رستمدار و رويان در عين استراحت بوده در سياست رعايا و تدبير ملك و ضبط ولايت و عدل و داد در آن عهد هيچ ملكى به ملك تاج الدوله نرسيد . مدت ده سال بدين منوال روزگار بگذرانيد و در سنهء هفتصد و سى و چهار به مقام كوير رحلت نمود . نوبت پادشاهى به ملك جلال الدوله اسكندر ملك الملوك رويان سپرد . وى نيز فخر الدوله شاه غازى را در مملكت ناتله رستاق مستقل گردانيد و پشت هر يكى از برادران به ديگرى قوى گرديد و ايام دولت ايشان فهرست ايام شهور و سنين گشت و روزبهروز عرصهء ملك عريضتر مىشد و در بيست و يكم ذى حجّه سنهء هفتصد و چهل و شش روز شنبه بنياد عمارت قلعهء كچور و شهر آن از نو نهادند ، به واسطهء آنكه عمارت قديم به سبب استيلاى آل چنگيز خان كه قتل عامّ و نهب و غارت مالاكلام كرده بودند ، به كلى خراب شده بود ، و در سنهء هفتصد و سى و سه كه وفات ملك تاج الدوله اتفاق افتاد بعد از چند ماه ملك الملوك شرف الدوله هم در مازندران فرمان حق يافت و ملك سعيد فخر الدوله حسن به مازندران مستقل گشت . و يك سال برنيامده بود كه سلطان ابو سعيد بهادر خان رحلت نموده به عالم بقا پيوست و دولت چنگيز خان از ممالك ايران انقطاع يافت ، و از حدود آب جيحون تا مصر و اقصاى شام بعد از هشتاد سال يك مملكت گشته . از گاه موكب هلاكو خان در بغداد كه سنهء ششصد و پنجاه و شش بود تا وفات سلطان ابو سعيد مدت هشتاد سال تمام بود ، و در اين مدت ملك ايران از تعرّض فارغ و آسوده ، خاصّه در ايام سلطنت غازان خان و اولجايتو خان خدابنده و ابو سعيد بهادر خان . درين سه عهد كسى چگونه نشان دهد كه امور مملكت ايران تا چه حدّ مضبوط افتاده بود گويا ظهير فاريابى در باب آنچنان روزگار گفته است - بيت : آرام يافت در حرم امن ، وحش و طير * و آسوده گشت در كنف عدل انس و جان ملكى چنين مسخّر و حكمى چنان مطاع * ديريست تا نداد ملك را كسى نشان