سيد ظهير الدين مرعشى

مقدمه 12

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

پروكوپيوس مورخ هم در موقع سخن گفتن از كيوس برادر مهتر خسرو انوشيروان ، لقب وى را « پتشوار شاه » مىنويسد ، و مىگويد : وى پسر قباد بود و مادر وى همان « زمبيكه » دختر قباد بوده است . كلمهء پتشخوار يا پستش خوار در كتب مورخان اسلامى نيز ديده مىشود چنان كه ابن خرداذبه در كتاب المسالك و الممالك در ضمن فهرست نام پادشاهانى كه اردشير آنها را شاه خوانده ( ص 17 ) « بدشوارگر شاه » را ذكر مىكند . و در شرح قسمت شمالى خطهء جربى ( ص 119 ) مىنويسد : « و فيه طبرستان و الرويان و جيلان و بدشوارجر » . پتشخوار - گر در جغرافياى استرابن جغرافىدان يونانى پراخواتراس Parachoathras آمده و وى در كتاب يازدهم ، فصل هشتم ، پس از وصف جبال توروس ( آغرى طاغ ) مىنويسد : « نواحى شمال اين رشته جبال را اقوام گله Gelae و كادوسى ( طالشى ) و اماردى Amardi و بعضى از قبايل گرگانى در تصرف دارند ، از آنجا به بعد روى به طرف مشرق و جيحون ، اقوام پرثو ( پارت ) و مرگيانى ( مروى ) و گرگانى زندگى مىكنند ، و رشتهء كوهى كه از ارمنستان تا اين حدود امتداد دارد به پراخواتراس موسوم است . ابو ريحان بيرونى هم در آثار الباقيه هنگام ذكر ملوك الجبال مىنويسد : « و اما الاصل الآخر فملوك الجبال الملقبون با صفهبدية طبرستان ، و الفرجوار شاهية » . و همچنين سيد ظهير الدين مرعشى در تاريخ طبرستان و رويان و مازندران چند بار اين كلمه را ذكر مىنمايد و در موقع شرح طبرستان مىنويسد : « طبرستان داخل فرشوادگر است و فرشوادگر آذربايجان و گيلان و طبرستان مىباشد . » و براى اين كلمه چند معنى هم مىكند و در موقع ذكر « گاوباره » مىنويسد كه : « خسرو انوشيروان گاوباره را به انواع احترام . . . مخصوص گردانيد . . . و فرشوادجر شاه در لقب او بيفزود . . . و طبرستان را در قديم الايام فرشوارجر لقب بود . . . » ( صفحهء 10 چاپ حاضر ) . به عقيدهء ياقوت وسعت طبرستان از تميشه در شش فرسنگى مشرق سارى تا ديلم بوده است و شهرهاى ناتل ( در 15 فرسنگى آمل ) ، چالوس ، كلارپى ، سعيدآباد و