مولف ناشناخته

6

تاريخ شاهى ( فارسى )

دران رعايت شرط كفويت و عنايت كار ميليّت هم واجب بود چه اهمال اين ، به تشويش مواليد قبايل و احيا ادا كند و در موارثت و اموال شبهت افكند . ديگر از واجبات احكام سياسات حاكم عادل تعيين فرمودن و تبيين كردن اجرت اجرا و مزد مزدوران و كرايهء مكاريان و شعير ماكولات و ملبوسات [ 11 ] و انواع مبيعات است كه مادهء سود و زيان بيّاعان و سوقه باشد بر قاعده و قانونى كه ايشان به حق السعى خود رسند و بر كار فرمايان و بارسالاران و مشتريان عيبى و حيفى نرود تا طريق عدالت و سبيل نصفت در جانبين رعايت كرده باشد ، و رسوم احتساب در مصر جامع برهاتى ؟ « 1 » وضع فرموده آيد كه اسامى مبيعاتى كه در دكان بياع است على التفصيل باسعر و ثمن آن بر لوحى يا كاغذى ثبت گردانند و بر زبر در دكان وى بر ديوار دوخته تا اگر مشترى بود كه سعر مبيع خود نداند دران نبشته مطالعه كند و كميت مبيع بمناسبت تقويم برآورد ، بعد از ان در معامله شروع كند ؛ و چون چنين بود هم بايع از آفت و بال ارتكاب خيانت فارغ باشد و هم مشترى از انحراف كوچهء تقليد ايمن . [ 12 ] و ديگر از صناعات حرام كه منع و دفع آن هم از واجبات بود صناعتى چنداند كه اهل ممالك و مدن را از كسب و حرفت استغنا دهد از تعلم صناعات كه موجب فايدهء بلاد و ديار بود بىنياز گرداند مانند ربا ، چه آن طلب مالى و جذب منالى است بىافادت منفعتى و تحصيل حرفتى كه مؤدّى بود بنظام مدن و قوام بلاد . و على الجمله پادشاه عادل را در همه كارهاء مملكت كلى و جزوى نظر بايد كردن و در هيچ‌كار غفلت روا نداشتن و همه را بر قاعده و قانون عدالت كار فرمودن . و در تاريخ چنان آورده‌اند كه ارده‌شير « 2 » چنان بيدار و هشيار بود كه هر بامداد چون نديمان وى حاضر شدندى ، از خوردن و خفتن و صحبت كردن ايشان را با حرمها خبر دادى ، مردم گفتندى كه فرشته [ 13 ] از آسمان او را خبر مىدهد ، و آن نبودى بجز بيدارى و هوشيارى و نگاه كردن وى در احوال رعايا . و سلطان محمود گويند

--> ( 1 ) - شايد : حالتى ( 2 ) - كذا