مولف ناشناخته

ديباچه 67

تاريخ شاهى ( فارسى )

ازين پس دخالت امراى كرت خراسان در كار كرمان شروع مىشود . آنان سپاهى به كمك نيكروز براى فتح كرمان فرستادند ، در ده خشخاش نزديك درختنگان كه چهارفرسخى شهر است جنگ روى داد ( معلوم مىشود سپاه هرات از طريق بيابان خبيص ( شهداد ) به كرمان تاخته است ) شهر تسليم شد . اما محمد مظفر كه از يزد و امير حسين چوپانى در فارس كمك خواسته بود توانست آنانرا شكست دهد و از شهر خارج كند و خود رسما بر تخت بنشيند و سلسلهء مظفرى را پديد آورد ، كه ديگر از بحث ما خارج است . د - آرامگاه قراختائيان در كرمان چنان كه گفتيم ، بعد از مرگ براق قراختائى برادرزاده‌اش موسوم بسلطان قطب الدين جانشين او گرديد و با همسر براق موسوم به قتلغ ازدواج كرد . پس از مرگ براق ، « چون در بيستم ذى الحجه سنه اثنتين و ثلاثين و ستمائه دعوت حق را اجابت كرد ، او را در مدرسه‌اى كه به ظاهر شهر كرمان در محلهء ترك آباد بنا فرموده بود دفن كردند » . محل اين مدرسه كه قسمتى از آن آرامگاه سلاطين قراختائى كرمان بوده در محلهء معروف به « خواجه خضر » هنوز باقى است ، منتهى قسمت عمدهء بناى آن از بين رفته و حياط و صحن مدرسه را در طى قرون مردم تصرف كرده و خانه ساخته‌اند و فقط محل آرامگاه - كه « قبهء سبز » است - باقى است . در متن همين كتاب ، درباره بناى اين مجموعه ساختمان چنين اشاره شده است : « . . . در وقتى كه ابنيه حوالى مدرسهء مرقد وضع مىكردند ، بنايى چند مختصر كه يهود و تراكمه و ديگر فقرا در منازل و اماكن ملوك ساخته بودند احتياج مىافتاد ، فرمان شد آن را خراب كنند و زمينهاء آن مضاف عمارات مدرسه گردانيد . آن درويشان در جزع و اضطراب آمدند كه چون سعيهاى ما باطل مىكنيد بايد كه صدقه‌اى در عوض آن بما رسد ، و درين معنى تظلمها داشتند و قصه‌ها رفع كرد ، تركان فرمود كه : اين زمين سلطانى بود و ايشان اين عمارت بىاجازت كرده‌اند