مولف ناشناخته
ديباچه 64
تاريخ شاهى ( فارسى )
اما سيو كشاه دست از تفتين برنمىداشت . او خود را با برادر نوروز به كوبنان رساند ، و جنگى ميان او و محمد شاه درگرفت و پس از غارت آن نواحى به خراسان بازگشت و چون نوروزيان هم منكوب دربار مغول شدند ، خيال محمد شاه كمى راحت شد ، اما باز هم ناچار شد كه براى دفع تحريكات تيمور بوقا در 27 رمضان 698 ه ( - ژوئن 1299 م ) خود را از طريق اصفهان به اردو برساند . در اردو رقيب تازهاى برايش ساختند ، و آن قطب الدين شاه جهان بود كه « او را عشوهء تفويض سلطانى كرمان دادند » « 1 » ولى غازان اعتنائى نكرد . خصوصا بر اثر انقلابى كه در شهر پديد آمد و فخر الدين وزير كشته شد و تيمور بوقا و عدهاى از هزارهء اوغان و لشكر سيرجان و شبانكاره ، شهر كرمان را محاصره كردند ، غازان ناچار شد محمد شاه را براى خواباندن اين آشوبها روانهء كرمان نمايد . اين جنگ يكسال طول كشيد . در داخل شهر ، « عاصيان و ياغيان دست به تاراج و نهب اموال و قصد جانها و خان و مانها و تعذيب ارباب بيوتات و تخريب اسواق و محلات برآوردند و لشكر كه بر خارج شهر بودند دور و قصور را قاعا صفصفا گردانيدند « 2 » » تا بالاخره سيو كشاه به سيستان گريخت و همين امر موجب شد كه محمد شاه مجددا « به خلعت خاص اعلى و تشريف آل و سنقور و كرامت شمشير و سكور نوازش و پايزهها و چماق مشرف گرديد « 3 » » . مرگ محمد شاه ، غازان خان را وادار كرد كه فرمان حكومت كرمان را به نام قطب الدين شاه جهان پسر سيورغتمش - كه هنوز سخت جوان بود - صادر كند . شاه جهان نتوانست سياست غازان را در كرمان اعمال كند و چنان رشته كار از دستش خارج شده بود و مخالفان جان گرفته بودند كه روز مرگ غازان خان در كرمان « اعلان و اظهار بشاشت كردند ! و مولانا مجد الدين گيلى را
--> ( 1 ) - سمط العلى ص 84 ( 2 ) - سمط العلى ص 87 ( 3 ) - سمط العلى ص 89