مولف ناشناخته

ديباچه 54

تاريخ شاهى ( فارسى )

وقتى پادشاه خاتون دختر همين تركان روى كار آمد اين شهاب الدين را از امامت مسجد انداخت و برادرش برهان الدين برهانشاه را جانشين او كرد . در سال 668 ه ( - 1269 م ) سلطان حجاج سپاه كرمان را براى كمك به اباقا خان - كه از جيحون گذشته بود - به ماوراء النهر برد ، در يكى از جنگها مجروح شد و اباقا خان او را مورد محبت قرار داد و سيرجان را - كه ظاهرا درين روزگار جزء فارس بشمار ميرفت - اختصاصا « حكم يرليغ نافذ شد كه آن خطه را باز تصرف حكام كرمان نمايند » ، حجاج سلطان با اين احكام به كرمان بازگشت و چون قوت و قدرتى يافته بود « دم استبداد و استقلال زدن گرفت و بر رأى تركان خاتون اعتراض نمودن آغازيد » . تركان خاتون به فكر چاره افتاد و براى جلب نظر دربار مغول ، وسايلى فراهم كرد تا دخترش پادشاه خاتون را به اباقا خان داد ، « و علايق و نفايس نقود و جواهر و اثواب و دواب و خيار اماء و عبيد لايق چنان حضرت و فراخور آن حالت مرتب گردانيد ، و چون مراير اين وصلت مبرم شد ، مبانى عظمت تركان محكم آمد » « 1 » . رقص مادر بدينطريق مىبينيم كه دربار مغول از رقابت مادر و فرزند هم چه استفاده‌ها برده است . بهرحال ميان مادر و فرزند « اراقم وحشت در جنبش آمد . . . و عاقبة - الامر آن نفاق و خلاف به فساد كلى سرايت كرد و شرح اين حال آنكه : در باغ مشيز ، حجاج سلطان را روزى در بارگاه تركان خاتون ، شراب تمام دريافت ، آزرم و حيايكسو نهاده و از جادهء رعايت شرط ادب منحرف شده ، بر تركان خاتون اقتراح رقص كرد ، و آن خاتون ، رضاجوئى او را ، از راه اضطرار و اكراه از چهار بالش

--> ( 1 ) - سمط العلى ص 48