مولف ناشناخته
ديباچه 52
تاريخ شاهى ( فارسى )
خدمتهاى بيشمار استعطاف اعيان حضرت واجب دانست » و با ارائه مكاتبات سلطان ركن الدين ، توانست نظر قاآن را ازو بگرداند ، چنان كه دريارغوى بزرگ « به عاقبت ركن الدين سلطان را به دو سپردند و به دست خود ، او را به تيغ انتقام بكشت » « 1 » . اين سفر او دو سال طول كشيده بود . چوب صدگان در جمادى الاول 654 ه ( مه 1256 م . ) كه هولاكو عازم فتح قهستان بود ، قطب الدين نيز سپاهى از كرمان برداشت و به كمك هولاكو رفت و در طوس با او ملاقات كرد ، از آنجا اجازهء بازگشت يافت به شرط اينكه سپاهى گردآورده به كمك هولاكو به بغداد برود . قطب الدين مردى سختگير بود كه « تأديب و مالش او به چوب صدگان و دويستگان بود ، چنان كه قريب صد كس به ضربات سياط عذاب او هلاك شدند » « 2 » . او در نيمهء رمضان 655 ه ( - سپتامبر 1257 م ) درگذشت . سمط العلى مرگ او را بر اثر بيمارى طولانى دانسته ، ولى صاحب تاريخ كرمان گويد در كوه جوپار به ضرب شاخ شكار بمرد . زنى انتخاب مىشود امراى ترك و رجال كرمان دسته جمعى به حكومت زن او قتلغ تركان رأى دادند . اين كار بىموافقت اردوى قاآن بود ، قاآن حكومت تركان را تأييد كرد كرد به شرط اينكه امير عضد الدين حاجى سپهسالار باشد . اين امر بر اطرافيان گران آمد ، چه همه با اين انتصاب اخير بدبين بودند ، دسته جمعى به حضور هولاكو خان
--> ( 1 ) - سمط العلى ص 35 ( 2 ) - سمط العلى ص 36