مولف ناشناخته
327
تاريخ شاهى ( فارسى )
نكته لازم به ذكر آنست كه پادشاه خاتون خواهر بىبى تركان نيز آنطور كه نوشتهاند « او را لقب صفوة الدين بود ، حسن صورت و نيكوئى سيرت را دارا بود . سلطان قطب الدين پدرش او را در كودكى لباس مردان پوشانيدى و نام او را سلطان حسن شاه كردى « 1 » ، غير از خواص او كسى نمىدانست كه پسر نيست » ! ( روضة الصفا ، ج 4 ص 151 ) . در فضل و كمال مشهور عالم در فن خط نسخ ناسخ خط ابن مقله ، مصاحف متعدده به جهت سلطان احمد خان بن هلاكو خان و ارغون خان بن اباقا آن نوشته ، ( تاريخ كرمان ص 361 ) . مصاحف و كتب به خط مباركش در كرمان و ساير ولايات موجود است . ( سمط العلى ص 70 ) . در تاريخ وصاف نيز به هنرهاى او اشاره شده گويد : « بارگاه او منتجع مداح اطراف و مرتجع ازدحام افاضل ايام و موضع انشاء شعراء و محفل اسناد و استناد ائمه و علما گشت . او را لطافت طبعى كه زهرهء زهرا از شرم بر خود مذاب مىشد و طراوت خط يدى كه از حسن تركيب آن غبار تشوير بر خط خد خوبان مىنشست . . . و به قدر از لغت و علم عروض بهرهمند بود و به مشاعره و مكالمهء ارباب فضل ، دايم مستأنس بودى » . ( ص 292 ) مرحوم عباس اقبال آشتيانى استاد فقيد ، اشارهاى در باب اين زن شاعره نامدار از كتاب مجمع الانساب محمد بن على شبانكارهاى ( مؤلف 743 ه . / 1342 م . ) نقل كرده كه به عين عبارت ما نيز نقل مىكنيم : « . . . پادشاه خاتون زن عالمهء عادلهاى بود ، و در نفس او بسى خاصيتها بود ، و هنرى تمام داشت ، و خط خوب نوشتى و شعر نيكو گفتى . . . و راتبهء معاش اهل فضل را معين فرمود و نقد از خزانه فرمودى . . . و بسيار عمارت را
--> ( 1 ) - البته يك حسن شاه ديگر هم در كرمان داشتهايم كه علاء الدين كنيهء او بوده و از امراى قراختائى محسوب مىشده ، و او را « علاء دول » هم خواندهاند ( شمس فخرى ) ، و قصايدى نيز از شمس فخرى در مدح او - كه به سال 702 ه / 1302 م . داعيه حكومت كرمان داشته - آمده است . ( مقاله اقبال ، مجله يادگار ، ص 43