مولف ناشناخته
320
تاريخ شاهى ( فارسى )
به خرمى و به خير آمدى و آزادى * كه از صروف زمان در امان حقبادى اين قصيده در نسخه پاريس به عنوان « فى تهنئة قدوم امير محمد بيگ » ياد شده ، و در نسخ جديده « فى مدح شمس الدين تازيكوى » آمده است ( ممدوحين سعدى ص 755 ) . و معلوم نميتوان كرد كه واقعا قصيده در مدح كيست ؟ و آيا خود سعدى قصيده را به نام دو تن ساخته بوده است ؟ اما عاقبت ازدواج نيمه سياسى و نيمه اقتصادى خاتون كرمان و شمس الدين كه به زور و پول صورت گرفت : قضاة و ائمهء شرع ، فقط به اين حساب كه « بىبى . . . از آن . . . بدخوى به غايت نفور بودند ، و از مناكحت و مزاوجت او عظيم دور » ، صيغه طلاق از عضد الدين را خواندند و بيچاره « در بيت الاحزان ندامت پاى در دامن سكون كشيد » . به چه مناسبت قاصد به يزد فرستادهاند ؟ زيرا شمس الدين تازيكو مدتها در يزد بوده است و « قاضى يزد و جمال الدوله اركون نصرانى - كه منعم و محتشم يزد بود - به كرمان آمدند و خطبه به شرط و رسم كرد . . . » . اگر ازدواج در 668 ه / 1269 م . صورت گرفته باشد ( ص 284 ) بنابراين ده سال قبل از حكومت شمس - الدين در فارس انجام شده ، به هرحال « مهد عالى ، روزى چند ، طوعا او كرها در يزد با ملك شمس الدين مىساخت ، و چون او عزيمت جانب فارس مصمم گردانيد ، روى عناد و ستيز پيش آورد و با وى پاى در كوى موافقت ننهاد » ( ص 285 ) ، بنابراين ، با اين شوهر دوم هم بىبى تركان سازگارى نكرده و بدين طريق عاقبة الامر ميان ايشان به قطع انجاميد ، « و بىبى تركان متوجه اردو گشت به حضرت خداوند ، پادشاه خاتون پيوست . . . » و اين البته اندكى قبل از 688 ه / 1289 م . بوده است .