مولف ناشناخته

307

تاريخ شاهى ( فارسى )

كارگاه قالىبافى در آنجاست كه گل‌هاى قالى آن ، مثل پاره آتش در سالن‌هاى مجلل مىدرخشد . ( 68 ) - ص 212 ، كيجو . يك آبادى در كوشك و صوغان داريم كه به كيجويه معروف است ( جغرافى وزيرى ص 129 ) ، منتهى فاصله آنجا تا حوالى سيرچ و خبيص اندكى زياد است . ( 69 ) - ص 212 ، كهنگ ، شايد همان كهنو پنجايت رودبار باشد كه كهنوپنچر هم گويند . ( جغرافى وزيرى 124 ) . ( 70 ) - ص 212 ، اشتادان ، امروز هشتادان گويند و نزديك خبيص است . ( 71 ) - ص 213 ، بناهاى تركان خاتون در خبيص زياد است . يكى از آنها حوض معروف آب گرم سيرچ است كه از جهت طبى اهميت زياد دارد و مردم آن حوض مستحكم را « حوض ترك خاتين » گويند كه همان حوض تركان خاتون است . ( 72 ) - ص 214 ، بشمردان رودبار ؛ امروز آباديى بنام بشمردان نداريم و ظاهرا همان بيش‌مدان رودبار باشد كه متعلق به ضرغام بود . يك پشمدويه در كوه پنج هم داريم . ( 73 ) - ص 217 ، تزركو ، ظاهرا همان تزرج امروزى است ( با كسر زاء ) ( جغرافى وزيرى ص 151 ) . ( 74 ) - ص 217 ، ده بارز ، در باب جبال بارز و ده بارز و پاريز ، رجوع شود به مقاله نگارنده « برزكوه » مجله هنر و مردم ، و كوچه هفت پيچ ص 150 . ( 75 ) - ص 221 ، حرف عجيبى زده است : « شيخ جمال الدين ابراهيم ، اسبى در زين داشت ، خود را بر آن افكند و با غلامى روى به راه گريز آورد و بر طريق خشكى با كيش جزيره شد و خان‌ومان و . . . » . آيا واقعا جزيرهء كيش متصل به خشكى بوده است ؟ يا « كيش جزيره » مقصود بندرگاهى بوده در ساحل بدين نام . اما از سياق عبارت مىرساند كه به‌جزيره رفته باشد ؟ اما چرا بر طريق خشكى ؟ مگر آنكه