مولف ناشناخته
ديباچه 39
تاريخ شاهى ( فارسى )
از اين كتاب ، بنده اطلاع بيشترى ندارم ، چيزى كه شايان توجه است توجه است اينست كه اين زرتشتى علاقمند بتاريخ كرمان ، چرا وقايع تاريخ را ادامه نداده و فقط تا قرن هفت ميلادى ( قرن اول هجرى ، صدر اسلام ) به ذكر وقايع پرداخته ؟ آيا نمىشود احتمال دارد كه اين تاريخ با تاريخ رهنى ( كه از آن ياد خواهيم كرد ) ارتباطى داشته باشد ؟ مثلا ترجمهاى از آن باشد ؟ تا ديدن كتاب يا استنساخ از آن ، نمىتوان در اين مورد سخن گفت . 12 - تاريخ رهنى اين تاريخ ظاهرا كتابى بوده است كه توسط محمد بن بحر الرهنى ( باضم راء ) نوشته شده است ، ياقوت حموى در معجم الادباء مينويسد : رهنى ، با راء مهمله منسوب به رهنه ، قريهاى از قراى كرمان است . او در نرماسير ( نرماشير ) سرزمين كرمان مىزيست . در فقه شهرتى داشت . هشت هزار حديث حفظ كرده بود . در انساب وارد بود ، مذهب شيعه داشت و در آن غلو ميكرد ، كتبى نوشته است كه از آن جمله كتابى را در تاريخ ميتوان نام برد . اين كتاب موسوم به « نحل العرب » است و در آن از تفرق عرب در بلاد اسلام ياد كرده است و از فرق مختلف شيعه و خارجى و سنى در آن نام برده . من [ ياقوت ] بر جزئى ازين كتاب دست يافتم كه در آن دربارهء مردم مشرق ، خصوصا مردم كرمان و سيستان و خراسان و طبرستان گفتگو كرده است . وى در همين كتاب از رسالهء ديگر خود نام ميبرد كه موسوم به كتاب « الدلائل على نحل القبايل » بوده است . ( معجم الادباء ج 18 چاپ مصر ص 31 - 32 ) . متأسفانه اين كتاب رهنى امروز در دسترس ما نيست - و يا اينكه بنده از آن اطلاعى ندارد - و بهرحال اگر روزى بدست آيد از منابع مهم تاريخ صدر اسلام كرمان محسوب مىشود .