مولف ناشناخته

303

تاريخ شاهى ( فارسى )

املاك خالصه جيرفت را در ازاء همين قرضها از فرمانفرما اجاره كرد ، و بسا احتمال دارد كه مرحوم اديب كرمانى ، خارستان را - كه طنز گونه‌اى در حق شالبافان و شامل اصطلاحات شالبافى است - به‌طور كنايه در باب همين شالباف ثروتمند ساخته باشد كه بر وزن گلستان است و با اين عبارت شروع مىشود : « صنعت خلوشى را خفّ و ذلّ كه تار شالش ( و شايد هم تار شارش ) در كمال ظرافت است و به پود اندرش مزيد لطافت ، هر مكّوئى كه فرو ميرود مفرج تار است و چون برميگردد مدرج پود ، پس از . . . ( خارستان ، چاپ نيستانى ص 1 ) . اينكه ناظم الاطباء كرمانى هم « شاركار » را به معناى هر كار مفت و رايگان كه به زور و جبر اجراء گردد و هم براى مردم سست و كاهل به كار برده ، ظاهرا اشاره به نوع كار همين طبقهء زحمت‌كش باشد . چه اين اصطلاح ، به قول ناظم الاطباء مخصوص كرمان است ، و شاره كه چادر هندى است نيز ميتواند همين كلمه باشد و شال كشميرى نمونه بارز شهرت و مرغوبيت آن . ( 41 ) - ص 177 ، شهاب الدين توره‌پشتى . منسوب به توره‌پشت ( توران پشت يزد كه سنگ مرمر معروف دارد ) . در باب خاندان تورانپشتى رجوع شود به تعليقات مرحوم اقبال بر سمط - العلى . ( ص 121 ) ( 42 ) - ص 177 ، كهنيسان ، اين نام در چند جا تكرار شده و ظاهرا صورت قديمى همان آبادى است كه امروز به قناتغسان ( كهنسون به تلفظ عامه ) معروف است . تاريخ كرمان بناى آن را به غسان نام حاكم عرب مىرساند كه درست نيست ( رجوع شود به حواشى نگارنده بر تاريخ كرمان ص 234 ) . نگارنده حدس مىزند كه اين نام مركب است از كهن ( قنات ) ،