مولف ناشناخته

296

تاريخ شاهى ( فارسى )

يزد كه زنى عاقله بود و زن اتابك ابو بكر سعد بن زنگى بود ، و اين زن با دربار هولاكو نيز روابط صميمانه داشت . سلجوقشاه ، برادر محمد شاه نوه اتابك سعد بود ، كه چون بر فارس تسلط يافت ( 662 ه / 1263 م . ) « شبى در مستى به خيال بدنامى تركان خاتون به شمس الدين مياق افتاده ، غلام سياهى را خواسته ، سر تركان خاتون را ازو بخواست ، و غلام سياه ، بىدرنگ داخل حرمسراى شاهى شده ، تركان خاتون را بكشت و سر او را جدا كرده در طشتى گذاشته خدمت سلجوقشاه آورد ، و گفته‌اند : دار درين طشت ، زبان را نگاه * تا سرت از طشت نگويد كه آه و دو دانه درّ شاهوار كه در گوش تركان خاتون بود ، سلجوقشاه به دست خود كنده پيش مطرب انداخت . . . » ( فارسنامه ناصرى ص 37 ) . در صفحه 162 اين نام به صورت علاء الدوله ثبت شده ، و داستان واقعه نيز نقل شده است ( ص 163 ) . ( 27 ) - ص 121 ، گوش‌دارى ، به معناى نگاه‌دارى و حفاظت است . ( 28 ) - ص 126 ، انگشت ( با كسر گاف ) به معنى زغال است . جوالى انگشت - يك‌بار زغال . ( 29 ) - ص 126 ، جحر مار ، سوراخ مار : لا يلدغ المؤمن من جحر مرتين . ( 30 ) - ص 129 ، يك شمس الدين محمد شاه جعفر داريم كه از اطباى معروف اين زمان بوده است ، و يكى فخر الملك شمس الدين محمد شاه بن امير حاجى كه به قول ناصر الدين منشى « به حقيقت حاتم ملك كرمان و كريم و نيكو سيرت زمان بود » و او وزير قطب الدين سلطان محمد بن خميتبور شد ، و اين مرد اصلا اهل زوزن بود . ( سمط العلى ص 33 ) .