مولف ناشناخته
293
تاريخ شاهى ( فارسى )
( 6 ) - ص 22 ، قتلغ ، لقبى است تركى مغولى به معناى بزرگ و محتشم . ( با ضم قاف و لام ) و تركان ( با فتح يا كسر اول ) كه به صورت تركن نيز ضبط شده به معناى شهبانو و ملكه است . و آن را به صورت جمع ترك نبايد خواند . ( 7 ) - ص 23 ، نكودر ، نام طايفهاى بوده است در سيستان كه چندينبار به كرمان و يزد تاخته و غارت كردهاند . آخرين غارت آنان مربوط به زمان امير محمد مظفر است كه امير محمد بر آنان ظفر يافت و امير نوروز و امير گربه رؤساى آنان را به قتل رساند و دست آنان را كوتاه كرد . ( رجوع شود به شاه منصور ، تأليف نگارنده ) ( 8 ) - ص 23 ، زطوط ، ( جمع زط ، با ضم زاء و تشديد ط ) گروهى از مردم هند بودهاند كه آنها را جت نيز گويند و به عقيده حمزه اصفهانى از اعقاب كوليان و چنگيانند ، و بهرام گور 12 هزار تن ازين طوايف را به ايران مهاجرت داد . اين گروه در دمشق هنوز به همين نام شهرت دارند . در كرمان ، اصولا ، كوليها را : لولى ، و غربتى گويند . ( 9 ) - ص 24 ، تركت الرأى بالرى ، راى خود را در رى جاى گذاشتم . گفتارى است منقول از ابو مسلم خراسانى كه وقتى يكى به او طعنه زد كه مگر راى نداشتى كه به پاى خود به كاخ منصور آمدى . و او گفت : تركت الراى بالرى ، همانروز كه در رى به نفع بنى عباس جنگيدم ، راى خود را جاى گذاشتم . ( 10 ) - ص 42 ، ياساء بزرگ ، مقصود ياساى چنگيز خان است . مجموعه اصول و قوانينى كه امراى مغول مأمور به اجراى آن بودند . بعضى از اصول ياسا در روضة الصفا ( ج 5 ص 168 ) نقل شده است . ( 11 ) - ص 53 ، معن زايده ، براى شرححال و پايان كار او رجوع شود به يعقوب ليث تأليف نگارنده . ( 12 ) - ص 52 ، طغرل بن ارسلان بن طغرل ، چنين پادشاهى در سلجوقيان كرمان نداريم ،