مولف ناشناخته

279

تاريخ شاهى ( فارسى )

سيرجان مىپخت ، آن مطلوب ، او را دست نداد تا روزگار نصره ملك سپرى گشت ، عمل آن ولايت به وى حواله كردند . او در آنجا عمارتها كرد و اموال فراوان حاصل گردانيد و به قلم نواب ، ديوان دار الملك جواب گفت . . . « 1 » رقاباد ويسهء هشام از قراى جنانه حم ( ؟ ) پنجاه سهم ازان ، از جمله پنجاه دو سهم كه مجموع سهام قريهء مذكوره است - با جميع حقوق و مرافق و توابع و لواحق ، درين سال ششصد و شصت و سه - در ماه ربيع الاول - وقف فرمود بر مسجد جامع درون شهر ، بدان شرط كه در عمارت آن و فرش و طرح [ و ] روغن چراغ صرف كنند ، و اگر زيادت آيد مفوض است به راى متولى ، و متولى آن اولاد خويش را كرد بران شرايط كه كتاب وقفيت بدان ناطق است . وقف رباط كنار خندق [ 541 ] ديگر از موقوفات او - انار اللّه برهانها - رباط كنار خندق دروازهء خبيص است ، در بيرون شهر گواشير بر طريق محلهء شاهيجان ، و پنج سهم از جمله شش سهم كه مجموع ديه‌هاء حبابه‌خم ( ؟ ) است ، و شرط فرمود كه منال آن بعد از عمارت حصهء ديهء مذكوره ، و مرسوم شيخى كه در آن بقعه مقيم باشد ، و از آن امام و مؤذن و ديگر خدم ، در وجه نفقهء صادر وارد و ابناء سبيل باشد . و تعيين همه منوط و مربوط به راى متولى است ، و توليت - اولاد راست ، و اتفاق توفيق اين وقف در

--> ( 1 ) - درينجا مطلب به كلى قطع مىشود ، و هرچند درست وسط صفحه است ، ولى چنان مىنمايد كه يا نويسنده كتاب اشتباها مطالب را نقل كرده ، يا نسخه اول او هم در صحافى به هم خورده بوده است . مطلب نمىتواند مربوط به وقف حاكم سيرجان باشد ، زيرا در سطور بعد صحبت از - انار اللّه برهانها - است و مربوط به زنى بايد باشد ، و تقريبا براى من مسلم است كه مربوط به وقفيات پادشاه خاتون است كه در صفحات قبل به تفصيل آمده ، و اتفاقا ناقص هم مانده است . رجوع شود به صفحه 108 همين كتاب