مولف ناشناخته
271
تاريخ شاهى ( فارسى )
و انديشهء طايفهاى بر آن قرار مىگرفت كه مملكت وداع مىبايد كرد و روى به راه غربت آورد . فى الجمله آراء و اهواء مختلف در محفل و مجلس شورى مىانداختند و بر بساط خيال منصوبهاء گوناگون [ 527 ] مىساختند ، تا مشعبد روزگار ، خود نقشى بنمود كه در تصور و تخيل ايشان نبود .