مولف ناشناخته
246
تاريخ شاهى ( فارسى )
استفاضت و استماع چنان معلوم گشت كه بر ظهر وقفنامهء باغ فيروزى شرط فرموده است - بعد از شرايط ديگر - اين جماعت مذكور در گنبد مرقد ساكن باشند و هر سال [ 479 ] اين مبلغ بديشان دهند : آيتغمش - سريى و زن او آينجق ؟ ، لاجين سرايى و زن او ابصلى - ، آيتمر - و زن او ابصلى - ، سنجر - حورحا و زن او كمسان - ، بكلك - و زن او . . . . هريك نفر از غلمان مبلغ يك هزار من گندم و مبلغ سى دينار زر ركنى ، و هريك را از جوارى پانصد و چهل من گندم و بيست دينار زر . و فرمود كه هر سال از منال اين موضع دو هزار من گندم به امام كمال الدين مهذب ابن مظفر . . . لعدل الشروطى الوكيل دهند ، و بعد از او به اولاد و اعقاب او - انار اللّه برهانها - چهارپاره ديه مفرد است در دشت آب ، قنات برجند « 1 » قناه غلامان دولت آباد ، با حقوق و مرافق و توابع و لواحق برين جماعت مذكور از غلمان و جوارى كه مفصل مىگردد : [ 480 ] اسامى غلمان ، تتار : بليان ، حكاك ، سودى - كرباف ؟ ، شادى - كوفتهگر ، سنقر - بردى . ايبكر - علم جناح . ايتكين - زردوز ، لاچين - مطبخى ، سنقر - طرارى . « 2 » اسامى جوارى : سوگه ، التون ، ايلخاتون ، مسحه ( قبيحه ؟ ) ، كمس ( الايى ) . ارسى ، كيج ( ؟ ) ، كجكينه ، عاشورا ، قندر ، گيس ، التون ( مطبخى ) ، طاوس ، گيسلى ، كجكينه ، امليجيجك ( ؟ ) ، الوس ، كمس ( ؟ ) آينه ، تركمان ، التون ، كجكينه ، شيرين . و شرط فرمود كه هريكى را از غلمان هر سال مبلغ هفتصد و بيست من گندم و مبلغ پانزده دينار زر بدهند ، و هريكى را از جوارى هر سال پانصد من گندم و مبلغ ده دينار زر بدهند - در نفس شهر بردسير كرمان ، و اگر [ 481 ] از وظايف چيزى
--> ( 1 ) - شايد : هرجند ( ؟ ) ( 2 ) - بعضى اسامى به قرينه خوانده شد .