مولف ناشناخته
244
تاريخ شاهى ( فارسى )
در اواخر رمضان كه اين مولود از مشيمه غيب روى نمود و اين ضيا از مشرق اختفا ظاهر گشت ، آن بود كه حكم نفاذ يافت كه تمامت ضياع و عقار ممالك به شاهين عدل در كفهء قيمت آورند و به هر صد دينار يك دينار از ملاك و ارباب بستانند و آن را قسمت صد يك نام كردند - و محصول [ 476 ] آن در وجه معايش و ارزاق حفظهء ثغور و اسب و سلاح ايشان نهادند . و طايفهاى كه طعم اين معجون بر مذاق طبيعت ايشان موافق نمىآمد و طرح اين قانون بر شكل مصلحت ايشان مطابق نمىشد ، وضع اين اساس كاسجور دور صاحب يمين الملك مىدانستند ، و اين ثمرهء نوباوه ، غرس بستان كفايت او مىشناختند ، ( ع ) هرچند چنين نيست ولى مىمانست ! ديگر از موقوفات خداوند تركان - انار اللّه برهانها - كه درين سال افتاد « 1 » باغ فيروزى و شرب آن [ است ] ، و آن باغى است كه در دشت حر كويه 98 افتادست ، و در وى قصرى عالى ساخته مقدر به سى [ و ] شش هزار قصبه ، و كاريزى آب كه در ميانه ديهء فرميتن 99 حومه مىگذرد - كه در قديم اين آب را آب و كهن جهودى خواندهاند و اين بر گنبد مرقد مدرسهء مقدسه وقف كرده است . يا جميع حقوق و مرافق و توابع و لواحق ، وقفى لازم مسجل محكوم . و شرط [ 477 ] فرموده است كه بعد از گزارد حقوق و انصبا و تخم و آنچه
--> ( 1 ) - با اينكه مطلب در وسط صفحه نسخه خطى است ، گمان ميرود افتادگى داشته باشد . يك جاى ديگر نيز دنباله موقوفات در وسط صفحه آمده است - بىموقع و بىمحل - هرچند احتمال ميرفت كه بايد در استنساح اشتباه شده باشد ، ولى از جهت رعايت امانت ، مطلب عينا بهموقع خود و در همان صفحه آينده نگاهداشته شده است .