مولف ناشناخته
181
تاريخ شاهى ( فارسى )
قصهء آمدن بيكى خاتون دختر ارغون آغا به كرمان و ذكر مناكحت و مزاوجت او با سلطان مظفر الدين صاحب علاء الدين صاحب ديوان در تاريخ جهانگشاى آورده است كه ارغون آغا از قبيله اوترات است و پدر او بالجو امير ده هزار بود و آن قبيله در ميان قبايل مغول مشهور باشد ، و از اروغ جنكز خان بيشتر از آن قبيله زن خواستند و تعلق ساختند ، و سبب آن بود كه در اول قومى و قبيلهاى كه جنكز خان را معاونت و مظاهرت نمودند ايشان بودند . و ارغون آغا چون از تعليم و تعلم خط ايغورى فارغ شد رشد و هدايتى [ 349 ] با او همراه بود به خدمت قاآن پيوست و در عداد كتبه منخرط شد و نظر قاآن هر روز به تربيت او زيادت بود در صغر سن قاآن او را به شغلى بزرگ به ولايت خطاى فرستاد ، چون مراجعت نمود و آن را نيكو به اتمام رسانيده بود اولا به تفحص حال او كوتيمور و كركور « 1 » به خراسان فرستاد ، و فرمان چنان بود كه ايشان را روى به اردو مىبايد نهاد . او نيز با ايشان معاودت نمود و در اردو چون يارغوى ايشان مىداشتند او جانب كركور فرو نمىگذاشت و امداد و معاونت
--> ( 1 ) - ظ : گورگوز ، كوركوز ؟