مولف ناشناخته

179

تاريخ شاهى ( فارسى )

و سه نفر خادم كه مقيم دار الشفا باشند و به انواع خدمات درين موضع ايستادگى نمايند - از تعاهد و تفقد بيماران ، و كوفتن و بيختن ادويهء مركبات و معاجين ، و طى و طرح مفارش و ملابس بيماران - هم ازين منالات موقوفه هر سال هريك را ازيشان هفصد من غله - مناصفة - و شش دينار زر ركنى رايج بر سبيل مواجب بدهند . وقف بهرهء باغين ، و هم در رمضان بود كه در فهرج 44 باغين 45 - و آن ديهى است واقع بر طريق فارس معروف و مشهور به اسم و مكان ، مستغنى از حدود و وصف - بناء رباطى فرمود ، و اين ديه را به تمام و كمال بران وقف كرد با جمله حقوق و مرافع و توابع و لواحق ، و با آن به‌هم صيغهء چهارده سهم و پنج دانگ نيم سهم از جملهء چهل سهم با مجموع قريهء كاثوبه از قرى رودان - كه هم معروف است به اسم و مكان ، [ 346 ] و با آن به‌هم صيغه يك سهم و نيم از جمله سى سهم - كه آن مجموع قريهء رقاباد است ، از حومهء رودان - كه هم معروف و مشهور است به اسم و مكان - وقفى مسجل محكوم مشتمل بر شرايط صحت وقفيت . و امام ضياء الدين حسن پسر شيخ ناصر الدين حسن كه به عفاف و صلاح مشهور است اختيار فرمود و در ديه فهرج مذكور ساكن گردانيد - به امامت مسجد كه بنا فرموده است ، و ترتيب و تعهد صادر وارد « 1 » قيام نمايد . و فرمان داد - به حكم پروانه و نوشته كه به وى دادند - كه هر سال از منال ديه مذكور مبلغ دو هزار من گندم و دوازده دينار زر ركنى رايج به وى دهند ، و همچنين فرمان داد كه شخصى از صلحا كه به مؤذنى مسجد قيام نمايد - در پنج وقت - هم ازين منالات موقوفه هر سال پانصد من غله مناصفة به وى دهند . و شخصى ديگر كه به خدمت رباط مبنى مذكور ايستادگى كند - از پاك - كردن بام آن از برف و از حال خراب و آبادان [ 347 ] بر خبر بودن و گشادن و بستن در آن رباط - و شخصى ديگر كه به خدمت حمامى كه در ديه مذكور بنا

--> ( 1 ) - به‌جاى صادر و وارد .