مولف ناشناخته
ديباچه 25
تاريخ شاهى ( فارسى )
پسرخالهاش ابو الفتح نام كه در سيستان بوده است به سيستان و بالاخره به مشهد صورت گرفته و اين ابو الفتح پسر امير سيستان جلال الدين بوده است و دو ماهى در خدمت اين امير نيز مانده است . محمد بن ابراهيم نسبت خود را به قاورديان رسانده گويد قاورد سلجوقى « هشت دختر خود را به ولى صالح شمس الدين ابو طالب زيد زاهدن به مدفون به خبيص - كه جد راقم است - و هفت پسر او داد . » در تاريخ ابن شهاب نيز همين نكته ذكر شده و گويد : « چهل دختر بودند و بعضى در حكم امراء آل بويه بودند و بعضى به سادات خبيص بداد . » عبد الرزاق كرمانى كيفيت اين ازدواج را چنين نوشته است : « گويند كه قاورد شاه دخترى داشته بسيار زيرك و هركس او را خطبه ميكرد تزويج نمىنمود و ميگفت : « اين شخص كفو او نيست » و آخر به بابا زيد مجرد - كه هم سيد و هم عارف بود - داده است و سادات خبيص از فرزندان ايشانند . » « 1 » بدين طريق محمد بن ابراهيم نسبت خود را به سلجوقيان كرمان و بابازيد مىرساند و خود را از سادات خبيص ميداند و به همين دليل ما او را شهدادى الاصل خوانديم . از اين بابازيد در مزارات كرمان يادى مىشود ، محرابى در تحت عنوان ، « مردمان اهل اللّه و اعزهء كه در خطهء خبيص و توابع آسودهاند ، » گويد : يكى از آنها حضرت عالم ربانى و عارف بمعارف صمدانى امامزادهء به حق و نسابه نسبت مطلق ، سلطان النقباء فى العالم امام زين بن محمد ابن على بن محمد ديباج نسابهاند ، قدس سره العزيز ، و ايشان از امامزادههااند و بشش مرتبه به حضرت امام به حق و همام مطلق ناطق امام جعفر صادق عليه السلام ميرسند و به كمالات صورى و معنوى و نهايات مراتب عليه موصول و موصوف بودهاند و جد اعلاى سادات خبيصاند و نزد اشراف و سادات مكهء معظمه و كبراء و قصى ( ؟ ) و
--> ( 1 ) - مجموعه در ترجمهء احوال شاه نعمت اللّه ولى ، ص 109