مولف ناشناخته
ديباچه 23
تاريخ شاهى ( فارسى )
مسند پدر را حفظ كنند و در همين وقت بود كه اتابك سعد بن زنگى از فارس هرسال نمايندگانى بكرمان ميفرستاد و خود نيز يكى دو بار با لشكرى متوجه كرمان شد . از طرف ديگر از جانب خوارزمشاه از خراسان نمايندگانى بكرمان ميآمدند و بالاخره قوام الدين زوزنى نمايندهء خوارزمشاه كرمان را به تصرف آورد . اين حوادث و وقايع ناگوار - كه در حقيقت فترت دوران بيست سالهء سلجوقى را تكميل ميكرد - كرمان را به حد اعلى خرابى و مردم را به فقر بىپايان كشانيد و بايد گفت كه كرمان قبل از حملهء مغول به ايران و فاجعهء تاتار ، آسيب مغولى خود را ديده بود : من خود از غم شكسته دل بودم * عشقت آمد تمامتر بشكست افضل اين جزوه را در تتميم تاريخ خود - و ضمنا بيان وقايعى كه در بدايع نتوانسته بود از آن ذكرى بميان آورد - پرداخته است . مرحوم اقبال در مقدمهء المضاف چنين مينويسد : « در اوايل سال 613 ، يعنى زمانى كه اين ناحيه تحت استيلاى ملك زوزن مؤيد الملك قوام الدين از تابعين سلطان محمد خوارزمشاه ميزيسته است - يعنى ده دوازده سال بعد از آنكه افضل منشى كرمانى بدايع الازمان تاريخ بزرگ خود را بانجام رسانده بود ، مؤلف مذكور ذيلى بر آن كتاب نوشته كه وقايع اين مدت و ذكر دو تن از رجالى را كه در حين نگارش بدايع الازمان از ايشان به علل سياسى نميتوانسته است نام ببرد متضمن است . » اين جزوه را مرحوم اقبال در سال 1330 شمسى در رم ضمن مطالعهء فهرست كتب خطى عربى كتابخانهء واتيكان تأليف دانشمند شرقشناس ايتاليائى آقاى لوى دلاويدا ( prof . C . Levi della vida ) يافته ، و از آن عكس برداشته است . اين رساله در مجموعهء Vaticana Arabo 533 قرار دارد و در ماه شعبان 763 يعنى درست صد و پنجاه سال بعد از تأليف ، كتابت شده و مرحوم اقبال در 1331 بهمراهى