مولف ناشناخته

134

تاريخ شاهى ( فارسى )

بر [ 257 ] آن نهج جريان يافته است كه چون روز بازار جهان به وجود صاحب - قرانى آراسته خواهد گشت و به كارخانهء كون و فساد به حضور صاحب دولتى مزين خواهد شد ، هاتفان علم غيب و مبشران حضرت قدس ، از اطباق سماوات و محال كرامات به گوش هوش ساكنان خطهء ارضى و قاطنان عرصهء خاكى نداء آن مژده درمىدهند ، بعضى كه حاضران حرم خلوت‌اند و ملازمان درگاه خدمت‌اند ، بر طريق كشف و الهام - و بعضى كه محادثان ( ؟ ) لوح عقل فعال و مشتاقان شب وصال‌اند - بر سبيل رؤياء صادقه ، و گروهى كه ضعيف دلان‌اند و مستقبلان قبول سهم الغيب - بر رسم كتابت و قال ، سلايق عصر و حاضران وقت را اعلامى واجب دارند ، و ايشان را از مكامن غفلت و اماكن حيرت بيرون آرند تا چشم انتظار و گوش استخبار بر سر راه حصول و وصول گمارند ، و از استماع [ 258 ] غنيمت الفرض غنايم بىبهره نمانند و از استنشاق نسايم ان لربّكم فى ايام دهركم نفحات محظوظ گردند . و از حظوظ و شهادات اين مقدمات حكايتى غريب است ، كه جامع تاريخ برأى العين مشاهده كرده است ، و شايد كه چند شخص هنوز در احيا باشند كه اين حال ديده باشند و دانسته . و كيفيت چنان بود كه در شهور ششصد و شصت و نه ، كاهنه‌اى بود مسكن او در جوار مدرسهء مقدسه ، در غايت حذاقت ، و سهم الغيب در نفس طالع داشت و اخبار غيب كردى ، و اكثر سهام كلام او بر هدف صدق و صواب آمدى ، و چيزهاء عجب ازو مسموع و مشاهده افتاده بود ، و در آن فن در پيش مردمان شهرتى تمام يافته ، مگر جماعتى از عورات خدم مدرسه ، حال حذاقت و مهارت اين شخص در حضرت خداوند تركان عرضه داشته بودند . خداوند تركان به احضار او مثال فرمود ، چون [ 259 ] او را حاضر كردند خداوند تركان فرمود كه من فالى مىگيرم و ضميرى مىكنم ، هرچه از غيب ترا روى نمايد و هرچيز كه ترا در خاطر آيد موافق و مخالف پنهان مدار و همه را در عبارت آر . زن كاهنه گفت كه بنده ترسد كه چيزى ناملايم بر زبان راند يا سخنى كه