مولف ناشناخته
124
تاريخ شاهى ( فارسى )
هماى گردان گردان به بال طيران جناح گشاده و بر هوا ايستاده به حذاء و ازاء سر خداوند تركان آمد و سايه بر سر او گستريد ، و زمانى در هواى آن موضع كه مكان او بود بگرديد ، بعد از آن جايى ديگر روانه شد . سلطان بر طريق ظرافت تركان به پادشاهى تهنيت كرد و مباركباد گفت . خداوند تركان فرمود كه پادشاهى و جهاندارى من آن باشد كه سايهء دولت تو بر سر من پاينده و باقى بود . و اين دلايل واضح و مخايل لايحاند كه حكومت و پادشاهى او جز تأييد ربّانى و فرّ الهى نبود - انار اللّه برهانها و جعل بحبوحة الجنة مكانها .