مولف ناشناخته
106
تاريخ شاهى ( فارسى )
[ فصل ] قصهء حكومت و پادشاهى خداوند خدر اعلى و مهد اعظم ، عصمة الدنيا و الدين ، قتلغ تركان - انار اللّه برهانها - بر سرير ممالك كرمان از پيش گفته است كه مدت سلطنت سلطان اعظم در سال ششصد و پنجاه و پنج منتصف رمضان در مرحلهء چاروك 22 تمام شد ، و بندهء نويسنده را در ذكر سال وفات 23 او [ 211 ] قطعهايست - به لاژورد بر ديوار گنبد مرقد نوشته - بيت : زهى بناى معظم زهى اساس ممهّد * كه باد قاعدهات چون اساس چرخ مؤبّد بهشتى از ره نزهت بدين بساط مزين * سپهرى از ره رفعت بدين اساس ممهد بهشتى تو ازين روى گشته است محقق * كه هست شاه جهان را بساط و صحن تو مرقد سپهرى تو ازين وجه گشته است مصور * كه قطب دينى و دين در تو ساكن است مخلّد پناه ملت اسلام و كهف دودهء آدم * خدايگان سلاطين شرق و غرب ، محمد شهى كه از ره حشمت نهاد تخت « 1 » به كيوان * شهى كه از ره رفعت كشيد تاج به فرقد
--> ( 1 ) - در اصل : بخت