مولف ناشناخته
95
تاريخ شاهى ( فارسى )
خلق چون آن اعجوبه بران گونه ديدند به آواز بلند تسبيح و صلوات گرفتن گرفتند . [ 189 ] از هول آن حالت ، - چون باز حال يقظه آمد - دانست كه اين خوابى الهى است ، و مخبر از انكه پادشاهى ظاهر خواهد شد به جمله كمالات انسانى موصوف كه پناه و امان خلق باشد و بقاء تمام يابد در نيكوترين سيرتى و زيباترين صفتى . عقل معبّر و جان مقرر گفت . بيت : گرچه شب تيره است و تاريكست * دل قوى دار ، صبح نزديك است چشم روشندار كه آفتابى سايه برين ديار خواهد انداخت كه آفتاب جهانتاب شعاع از پرتو راى روشن او اقتباس كند ، و دلخوش باش كه پادشاهى درين مملكة حكم خواهد فرمود كه روان نوشين روان قانون معدلت و اساس نصفت از رحمت و شفقت او استفادت كند . هرچند اين ظن غالب به عيار يقين در ملك اعتقاد مىرفت اما از جهت تحقيق حال و تصديق مقال خواست كه اين نقد بر محك نظر [ 190 ] بزرگى از بزرگان دين زند و به معيار اعتبار سالكى از سالكان طريقت يقين موازنه كند . قرعهء اختيار بر شيخ روحانى و امام ربانى برهان الملة و الدين ، ابن الشيخ العارف ، ترجمان الحق و لسان الصدق ، سيف الحق و الدين ، قدّس اللّه روحه العزيز 20 افتاد . بدين نيت چون پاى از آستانهء منزل بيرون نهاد ، بر سبيل اتفاق ، هم دران مكان ، شرف خدمت ايشان دست داد . اين اتفاق هم از واردات غيبى دانست و از غنايم الهى شمرد ، و درين تعبير فايدهاى كه از عبارت ايشان حاصل گشت سبب ترويح دماغ جان و موجب تفريح صميم دل شد . بعد از ان تأمل فصيح و عقيدهء صحيح ، روى به تقرير و ايراد آن نهاد ، و ابتداء به مبداء احوال خداوند تركان - انار اللّه برهانها - كرد .