مولف ناشناخته
88
تاريخ شاهى ( فارسى )
فصل [ ترجمه جاويدان خرد ] استاد ابو على احمد بن محمد مسكويه در كتاب جاويدان خرد - كه از پارسى با زبان تازى نقل كرده است جهة مأمون خليفه - آورده است كه چون جمشيد به ملك بنشست ، اعيان و اركان حضرت او [ 179 ] خواستند تا عقل و تميز او در امور پادشاهى ببازمايند و راى و سيرت او بر محك امتحان زنند ، علما برخاستند و گفتند : پادشاه را عمر دراز باد در پادشاهى و بر اقليم جهان فرمانروايى ! اگر راى اشرف اعلى صواب بيند ، ما را قانونى و منوالى اعطا فرمايد كه تا آن راه پيش گيريم و آن احكام را كار بند باشيم . اكنون آن فصل ترجمه به پارسى كرده شد ، و آن اينست : اول دبير ، فرمود كه : نبشتهء تو زبان منست و خبر دهنده در غيبت از فرمان من . طريق دريافتن آن بريشان كوتاه كن و به همه حدود آن فرمان محيط شو ، و ابتدا بدان كن كه اولى باشد . و مستوفى [ را ] گفت : تو متوسطى عدلى ميان من و رعيت ، كارها چنان بران كه مورد آن است ؛ و در ايقان و تحقيق آن تقصير مكن ، و آنچه علم تو بدان محيط شده است و علم تو به آن رسيده به ديگرى حواله مكن . و لشكركش را فرمود : تو حصارى [ 180 ] بر دشمن ، و امينى بر ساختگى كار ملك . دوستان مرا به نصيحت بخوان و دشمنان مرا در رغبت نمودن به من