مولف ناشناخته

45

تاريخ شاهى ( فارسى )

و امّا مال مصالح پادشاهى [ 95 ] در چند وجه صرف كند : اوّل خرج لشكر و كسانى كه كار پادشاه كنند - چون نويسندگان و يارغوچيان و نايبان - تا در مال پادشاهى تصرف نكنند و دزد [ ى ] نكنند و رشوت نستانند و روى دول نه‌بينند ( ؟ ) و از مردم چيزى نخواهند و بر مال پادشاهى به شفقت باشند . دوم ايلچيان و آيندگان و شوندگان . سيم خرج بازماندگان و درويشان و كودكان بىپدر ، و زن بىشوهر ، و مصلحت شهرها و ولايتها . چهارم نهادن يام ، و در قديم بريد بوده است . در راهها : [ هر ] چهار فرسنگ چند مرد و چهار پاى كه نامهايى كه پادشاهان فرمودندى با چيزهاى ولايت در كيسهء كه مهر مىدوانيدندى ، و مرد و چهار پاى برين چهار فرسنگ ايستاده تا كيسه بر زمين نهند و شب را شب‌وروز را روز بگويند « 1 » تا بجايگاه رسانند . و مردم بسيار كه از جايى بجايى شدندى بر دو پاى رفتندى تا بر چهار پايان [ 96 ] از مال پادشاهى كه بهر شهر و ولايت آماده باشد ، و رعيت را زحمت الاغ نبودى . و پادشاه در چهار مال تصّرف نكردى : اول معيشتهاء اهل خير كه ديگر پادشاهان داده بودندى ، دوم مال يتيمان ، سيم مال غايبان كه اميّد مراجعت ايشان باشد ، اما چهارم مال وقف . و وقف جهة خيرات كرده‌اند ، و پادشاهان آن را به فال ندانستندى و فرمودندى تا ازان مردم معتمد بر خبر باشند تا چنان كه وقف كرده‌اند در خيرات صرف كنند ، و آنچه تصرف آن باطل يا كم شده بودى به آن رسانندى ممكن نه « 2 » در وجه درويشان و بازماندگان يا چيزهاء ديگر چون پلها و رباطها و علاج رنجوران و ديگر مصلحتها صرف كردندى ؛ و نگذاشتندى كه هركس ، بىراه ، تصرفى كردى - تا ثواب آن ايشانرا باشد . اينست سخنها ، و شرح هريك دراز گردد ، اگر فرمايند آن هم نموده آيد .

--> ( 1 ) - شايد : بكوبند يا بكوشند . ( 2 ) - شايد : به آن رساندن ممكن نبودى ؟