مولف ناشناخته

ديباچه 11

تاريخ شاهى ( فارسى )

درينجا محمد بن ابراهيم به اشتباه ، سمط العلى را تاريخ شاهى دانسته ، ولى همين اشتباه نكته ديگرى را به ما ثابت مىكند و آن اينكه تاريخ محمد بن ابراهيم - بر خلاف ادعاى برخى از محققان - نه تنها رونويس تاريخ افضل نيست ، بل از منابعى - مثل سمط العلى - كه سالها بعد از تاريخ افضل تأليف شده بوده است ، نيز استفاده كرده و تاريخ خود را پرداخته است . در يك‌جاى اين كتاب عبارتى هست بدين شرح : « و در كرمان به شيوه انشاء در نظم و نثر ، منشئى چون شرف الدين مقبل برنخاست ، « 1 » و مجموعى كه نبيرهء او عز الدين مسعود پسر ناصر الدين محمد المنشى كرده است از مكتوبات و منشآت اوست . » « 2 » اگر اين عز الدين ، پسر همان ناصر الدين مؤلف سمط العلى باشد - چون مؤلف سمط العلى بعد از 720 ه / 1320 م . درگذشته است و حدود 668 متولد شده بوده ، قاعدة اين عز الدين مسعود بعد از 688 / 1289 م . ( يعنى مثلا بيست سالگى منشى ) متولد شده بوده و درين‌وقت كه مؤلف ازو ياد مىكند بايد آدم بالغ و جا افتاده‌اى بوده باشد ( مثلا سى و پنج يا چهل ساله ، يعنى حدود 715 تا 720 ه . ) و چون ميدانيم كه سمط العلى را ناصر الدين منشى در 715 يا 716 ه / 1316 م تأليف كرده و تاريخ شاهى خواجه شهاب الدين را بناى كار خود قرار داده و ذيل وقايع را بعد از انقراض عهد پادشاه خاتون تا تاريخ فوق كشانده ، و كتاب خود را در حقيقت به عنوان ذيل تاريخ شاهى ، بنام امير ايسن قتلغ ، تأليف نموده است و در سال 720 پس از برگشتن به كرمان در عهد ملك ناصر الدين محمد بن برهان و پسرش قطب الدين نيكروز شمه‌اى بر تأليف خود افزوده - كه در حقيقت هجونامه‌ايست - « 3 » بنابراين براى اينكه كتاب حاضر ما تاريخ شاهى باشد بايد تأليفش تقريبا مقارن باسمط العلى باشد ، و چون

--> ( 1 ) - گوينده : جهان نيرنگ گيسويت ندارد * فريب چشم جادويت ندارد . . . ( 2 ) - سمط العلى ص 83 ( 3 ) - مقدمه مرحوم اقبال بر سمط العلى ص « ز »