مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

90

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

تا كسانى كه ابزار شكنجه با خود داشتند ، وارد مسكن وى گردند ، و [ سپس ] به آنان گفت : « هنگامىكه ما از [ طريق ] سرزمين اويئوت‌ها و تنگقوت‌ها پيش مىرفتيم ، با يكديگرچه گفتيم ؟ اگر من هم مانند شما فكر مىكردم [ با شما چه مىكردم ] ؟ » . اين را گفت و به صورتشان تف انداخت و دستور داد تا بند و كند [ به پايشان ] گذاشتند . چون خان ، تف انداخت ، افرادى كه در مسكن وى حاضر بودند نيز همگى بلند شدند و بر آنان تف انداختند . 153 - آن زمستان ( 1202 م ) را قشلاق كرد . در بهار سال سگ ، چنگيز خان براى جنگ با تاتارها دستجات خود را در دالان نامورگاس « 1 » منظم ساخت . [ تاتارها ] به قرار زير بودند : چاقان تاتار « 2 » ، الچى تاتار « 3 » ، دوتائوت [ تاتار « 4 » و ] الوقاى تاتار « 5 » . قبل از شروع جنگ ، چنگيز خان يسق « 6 » [ زير را ] به همه گفت : « پس از شكست دشمن ، منتظر غنائم نمىمانيم . هنگامىكه هزيمت [ دشمن ] خاتمه يافت ، غنائم از آن ما خواهد بود و ما آن را تقسيم خواهيم كرد . كسىكه به عقب برگشته و به جانب يارانش رفته ، بايد دور بزند و بر سر محلى كه اول بوده ، برگردد . اگر بر سر محلى كه اول بوده ، برنگردد ، سرش قطع خواهد شد » . اين بود يسقى كه به همه گفت . [ چنگيز خان ] پس از جنگ در دالان نامورگاس تاتارها را عقب نشاند ، آنان را شكست داد و مجبورشان ساخت كه در اولقوى شيلوگالجيت « 7 » جمع شوند ، [ و ] به قتل و غارتشان پرداخت . در آنجا اقوام مقتدر چاقان تاتار ، الچى تاتار ، دوتائوت تاتار و الوقاى تاتار را نابود ساخت . در تأييد يسقى كه اعلام داشته بود ، چون آلتان ، قوچر و دااريتاى هرسه تن به آن سخنان عمل نكرده و براى گرفتن غنائم خود متوقف شده بودند ، [ چنگيز خان ] گفت : « شما به سخنان من عمل

--> ( 1 ) - Dalan - Namurgas ( 2 ) - Caqan ( 3 ) - Alci - Tatar ( 4 ) - Duta'ut - Tatar ( 5 ) - Aluqal ( 6 ) - Yasaq ، يا ياسا ، در لغت مغولى به چند معنى آمده است : يكى به معنى مجازات و تنبيه . ديگرى مجموعهء قوانين و آداب و رسوم مغول كه چنگيز خان آنها را مدون كرده است ، و به ياساى چنگيزى معروف است ، و ديگرى به معنى امر و دستور مىباشد كه در اينجا مقصود همان است ( م ) . ( 7 ) - Ulqui - Silugaljit