مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )
85
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )
فصل پنجم 148 - پس از آنكه چنگيز خان ، تائيچيئوتها را قتل و غارت كرد ، كسانىكه از استخوان تائيچيئوتاى بودند ، مانند آاوچو بهادر ، قوتون اورچنگ ، قوتواودر « 1 » و سايرين را به قتل رسانيد [ و ] اولاد اولاد آنان را [ نيز ] چون خاكستر به باد داد . چنگيز خان قوم خود و افراد خود را به حركت درآورد و در قوبا قايا « 2 » قشلاق كرد . 149 - در آن هنگام كه ترقوتاى كيريلتوق رئيس تائيچيئوتها به جنگل مىگريخت ، شير گواتو آبوگان ، از نيچوگوت با ارينها « 3 » با دو پسرش ، الاق و ناياع ، با يكديگر گفتند : « ما دشمن و كينخواه اين مرديم » [ و ] ترقوتاى را كه نمىتوانست سوار بر اسب شود ، گرفتند و به ارابهاش نشاندند . آنگاه كه شير گواتو آبوگان با دو پسرش الاق و ناياع ، بدين ترتيب ترقوتاى كيريلتوق را گرفته بودند و مىآمدند ، پسران و برادران كوچكتر ترقوتاى آمدند [ و ] به آنها رسيدند [ و ] گفتند : « اينان را بدزديم » . هنگامىكه پسران و برادران كوچكتر آمدند و به آنها رسيدند ، شير گواتو آبوگان وارد ارابهاى شد كه ترقوتاى در آن قرار داشت و نمىتوانست برخيزد ، او را به پشت خوابانيد و رويش نشست ، كاردش را درآورد و به وى گفت : پسران تو و برادران كوچكترت آمدهاند تا تو را بدزدند و ببرند . اگر آنان بگويند من به روى خان خود دست بلند كردهام ، حتى اگر وى را نكشته باشم ، يا اگر براى كشتن او [ دست به رويش دراز كرده باشم ] ، [ و ] او را كشته باشم ، در هرصورت مرا به قتل خواهند رسانيد . پس حد اقل با قتل تو ، من بالشى « 4 » به
--> ( 1 ) - Qutu'udar ( 2 ) - Quba - qaya ( 3 ) - Nicugut ( 4 ) - بالش ، به معنى شمش است . چنان كه در جامع التواريخ مىخوانيم : « تمامت آن نقود بالش ساخته ، در آنجا ( مقصود در خزانه ) بنهاد » ( ص 65 ) . يا « صد پاره بالش زر سرخ ببخشيد » ( ص 394 ) . همچنين به معنى