مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )
83
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )
خرد مىكنم . به هرجا كه بگويد « برو » صخرهء آبىرنگ را تبديل به گرد خواهم كرد . هر گاه به من بگويد : « حركت كن » صخرهء سياه را چون خردهنانى ، خرد خواهم كرد . براى وى چنين پيش مىتازم » . چنگيز خان گفت : « معمول چنين است كه اگر مردى كه دشمن بوده و بخواهد بدن خود را مخفى كند ، زبانش را دربارهء كسى كه كشته يا كسى كه دشمنى كرده نگه مىدارد . برعكس اگر مردى از اينكه كسى را كشته و با كسى دشمنى كرده ، ابايى نداشته باشد ، سهل است ، خبر هم بدهد ، سزاوار آن است كه با وى پيوند يگانگى بسته شود . نام آنكس جيرقواداى است « 1 » . ولى چون به استخوان گردن اسب زرهپوش من ، اسب كرند دهان سفيد [ من ] تير زده ، من او را جابا « 2 » مىنامم [ و ] مسلحش خواهم گردانيد . تو را جابا مىنامم [ و ] تو در كنار من راه خواهى پيمود » . اين بود سخنان شاهانه [ و ] اين بود چگونگى پيوستن جابا به [ چنگيز خان ] كه از نزد تائيچيئوتها آمده بود .
--> ( 1 ) - Jirqo'adai ( 2 ) - Jaba ، به معنى تير است رايگان و پوچ نيز معنى مىدهد . ( م ) .