مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )
77
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )
هوا بود . بالگوتاى نظرى به پشت افكند ، چنگيز خان را ديد ، [ ديد ] كه خاقان لب پايين خود را مىگزد . بالگوتاى مطلب را دريافت . سوار [ بورى بوكو ] شد ، [ دستهايش ] را از دو طرف به دور گردن [ بورى بوكو ] قفل كرد و درحالىكه زانويش را روى پشت وى گذاشته بود . . . كشيد . بدين ترتيب [ پشت وى را ] خرد كرد . بورى بوكو كه پشتش خرد شده بود ، گفت : « من از بالگوتاى شكست نخوردم ، من از بيم خاقان حيلهاى انديشيدم و خود را بر زمين انداختم ، و ترديد كردم ، و جانم را بر سر اين كار گذاشتم » . اين را گفت و جان سپرد . بالگوتاى كه پشت وى را خرد كرده بود ، او را به گوشهاى كشاند ، سپس رهايش ساخت و رفت . ارشد هفت پسر قابول قاان ، اوكين برقق بود . بعدى برتان بهادر بود كه يسوگاى بهادر پسر وى بود . سپس قوتوقتو مونگلار « 1 » بود كه پسرش بورى « 2 » بود ، كه از لحاظ ارشديت با پسر برتان بهادر يكى بودند و بورى بوكو با پسران دلير برقق پيوند اتحاد بسته بود ، جنگجوى قوم خويش بود كه بهوسيلهء بالگوتاى پشتش خرد شد و جان سپرد . 141 - سپس در سال مرغ ( 1201 ميلادى ) قاداگينها « 3 » و سلجيئوتها متحد شدند . در رأس قاداگينها بقوچوروگى « 4 » و ساير قاداگينها قرار داشتند . در رأس سلجيئوتها چيرگيداى بهادر « 5 » و سايرين بودند . سپس دوربانها با تاتارها صلح كردند . در رأس دوربانها قاچى اون باكى « 6 » و سايرين قرار داشتند . در رأس الچى « 7 » تاتارهاى تاتار ، جالين بوقا « 8 » و سايرين بودند . در رأس ايكيراسها ، توگاماقه « 9 » و سايرين بودند . در رأس اونگگيراتها ، شيرگاك آمال « 10 » ، آلقوى « 11 » و سايرين قرار داشتند . در رأس قورولاسها چوناق « 12 » و چاقاان « 13 » بودند . از نزد نايمانها ، بويوروق خان گوچواوت نايمان « 14 » .
--> ( 1 ) - Qutuqtu - Monglar ( 2 ) - Buri ( 3 ) - Qadagin ( 4 ) - Baqucorogi ( 5 ) - Cirgidai - ba'atur ( 6 ) - Qaci'un - baki ( 7 ) - Alci ( 8 ) - Jalin - buqa ( 9 ) - Tuga - maqa ( 10 ) - Tagak - amal - Sirgak - amal ( 11 ) - Alqui ( 12 ) - Conaq ( 13 ) - Caqa'an ( 14 ) - GuCu'ut